صفحات

‏نمایش پست‌ها با برچسب خمینی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب خمینی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۲ مرداد ۱۵, سه‌شنبه

ای کاش خمینی، خامنه‌ای، پورمحمدی و... هم جانور بودند!


ای کاش خمینی، خامنه‌ای، پورمحمدی و... هم جانور بودند!


«برای نشون دادن عاطفه گربه‌ها بد نیست که بقیه هم ببینند. این اتفاق همین الآن جلوی منزل ما افتاده. گربه سفید رو ماشین زده و گربه تیره‌رنگ الآن بیش‌تر از یک ساعت هست که بالای سر اون گربه نشسته و به حالت خیلی ناراحت‌کننده‌ای صداش می‌زنه و گاهی هم روی بدنش می‌ره و گازش می‌گیره تا اگه خوابه بیدار بشه!
:((((  :((((
گربه‌ها هم عاطفه دارند. چه خوب می‌شد بعضی از آدم‌ها هم کمی عاطفه داشتند!»

تنها یک چیز به ذهنم رسید بگوم:
ای کاش خمینی، خامنه‌ای، مصطفی پورمحمدی و... هم جانور بودند! ای کاش گربه بودند! ای کاش...!
همچنین یاد این جمله داستایفسکی افتادم:

«جانور نمی‌تواند به ستمبارگی انسان باشد، که ستمش بسیار هنرمندانه است! ببر فقط می‌درد و به دندان می‌کشد، از او جز این برنمی‌آید!...» (داستایفسکی، «برادران کارامازوف»، جلد ۱؛ صفحه ۳۳۵)

برای اینکه گمان نکنید نگاه و منظر من، فقط به سیاست است، خواندن این لینک کاملاً جدید از خبرگزاری امنیتی «فارس» را توصیه می‌کنم:

مدیرکل سازمان استاندارد: توزیع سرنگ‌های آلوده چینی در کشور

به امید یافتن راهی به رهایی از راه آگاهی، بدون دادن هزینه‌های گزاف و بی‌حاصل از جان و جیب ملک و مردم ایران زمین

عباس خسروی فارسانی؛
سه‌شنبه؛ ۱۵ مرداد ۱۳۹۲


-------------------------------------------------------------
بیشتر بخوانید:





























-------------------------------------------------------------

دعوت از شما نجیب گرامی؛ در فیس‌بوک به ما بپیوندید:


معرفی و دانلود کتاب:

-------------------------------------------------------------


۱۳۹۲ تیر ۴, سه‌شنبه

پایان‌نامه حسن روحانی، نسخه مدرن کتاب «ولایت فقیه» خمینی



پایان‌نامه حسن روحانی،

نسخه مدرن کتاب «ولایت فقیه» خمینی

عباس خسروی فارسانی


چکیده:
عناوین و محتوای پایان‌نامه‌های آقای روحانی (فریدون) بسیار شبیه و همراستا با نظریه و کتاب «ولایت فقیه» آقای خمینی است، البته با نگاهی مدرن؛ اگر کتاب «ولایت فقیه» آقای خمینی را نسخه نیازموده، پیشینی و «تحت برنامه داس» بدانیم، پایان‌نامه‌های آقای روحانی، نسخه آزموده، پسینی و «تحت ویندوز» نظریه و کتاب «ولایت فقیه» هستند؛ البته ایرادی بر آقای حسن فریدون نیست؛ آقای روحانی، کسی که برای نخستین بار آقای خمینی را «امام» نامید، در اینجا نیز به «امام» خود اقتدا کرده است و گویا چون خمینی که با تقلب و تغلب به مرجعیت رسید و بارها نام خانوادگی خود را تغییر داد، حسن فریدون نیز پیشوای خود را اقتفا کرده است!


با انتخاب حسن فریدون (روحانی) به عنوان یازدهمین رئیس جمهور ایران، اندک‌اندک هیجان‌های احساسی در حال فرو نشستن است، اما گویا با بررسی و دقت عقلانی در کارنامه و سوابق ایشان، ابهام‌ها در حال برخاستن است؛ هرچند در جوامع دموکراتیک، سیاستمداران، همواره در خانه‌های شیشه‌ای زندگی می‌کنند، اما با انتخاب حسن روحانی بر اساس اصل غافلگیری، هدایت رسانه‌ای و «مهندسی معقول و منطقی انتخابات»، بسیاری ابهام‌ها در زمینه ایشان همچنان پابرجا مانده و روز به روز بر آنها افزوده می‌شود؛ هدف از این نوشته، به هیچ روی تلخکام کردن مردمی که احساس خرسندی و پیروزی نسبی می‌کنند، سد کردن راه آبادی و آزادی کشور یا تخریب و تخطئه آقای حسن روحانی نیست؛ اما اخلاق و عقلانیت اقتضا می‌کند که فردی که سکان هدایت اجرایی کشور را بر عهده می‌گیرد، با راستگویی و راست‌کرداری با مردم روبرو گردد و پاسخگوی پرسش‌ها و ابهام‌های آنان باشد؛ در همین راستا، من نیز به عنوان یک ایرانی، در این نوشته، بر اساس اصل آزادی بیان و در چهارچوب اخلاق و عقلانیت، دیدگاه، ابهام و پرسش خود را در مورد مدارک و درک تحصیلی آقای حسن روحانی مطرح می‌سازم؛ با این توضیح که: به هر حال، به نظر می رسد آقای حسن روحانی با رایزنی و اعمال نفوذ سیاسی در دانشگاه کالدونین گلاسکو و البته صرف هزینه هنگفت بابت تحصیل و نیز سفارش رساله دکتری (خرید رساله)، به صورت غیرحضوری یا با حضور بسیار بسیار محدود و صوری، مثلاً در برخی جلسات کنفرانس و نیز جلسه دفاعیه، مدرک را گرفته است (خریده است!) و چنین امری در میان مسئولان جمهوری اسلامی در دانشگاه های ایران و جهان امری شایع است. اما سخن این نوشتار، با مفروض گرفتن  وجود مدرک روحانی، بر سر درک او می‌باشد؛

بعد از اما و اگرها و کش و قوس‌های فراوان در مورد مدارک تحصیلی آقای حسن فریدون (روحانی)، اخیراً دانشگاه اسکاتلندی کالدونین گلاسکو دو متن دو صفحه‌ای به عنوان چکیده پایان‌نامه‌های فوق لیسانس و دکترای او در وبلاگ! خود منتشر ساخته است؛ ترجمه عنوان پایان‌نامه‌ها به ترتیب عبارتند از:

«قوه مقننه اسلامی با توجه به تجربه ایران» (تاریخ دفاع: نوامبر ۱۹۹۵؛ آبان‌ماه ۱۳۷۴)؛

«انعطاف‌پذیری شریعت (قانون اسلامی) [فقه] با توجه به تجربه ایران» (تاریخ دفاع: جولای ۱۹۹۸؛ تیرماه ۱۳۷۷)؛

اما انتشار این دو چکیده، نه تنها هیچ ابهامی را برطرف نمی‌سازد، بلکه ابهام‌ها را بسیار بیش‌تر می‌سازد؛

پیش از هر چیز بگویم که من فارغ‌التحصیل رشته الاهیات، گرایش فلسفه و کلام اسلامی از دانشگاه امام صادق – به ریاست آقای محمدرضا مهدوی کنی – هستم؛ دانشگاهی که دروس فقه و اصول، یکی از دروس اصلی‌ای است که باید به صورت گسترده و عمیق خوانده شود؛ همچنین، تا چند ماه پیش، دانشجوی دوره دکتری رشته فلسفه غرب دانشگاه اصفهان بودم، که البته در شرف دفاع از رساله دکتری و پس از بازداشت توسط وزارت اطلاعات، از دانشگاه اخراج شدم؛ بنا بر این، نه با فقه و اصول بیگانه هستم و نه با قوانین آکادمیک و شیوه‌های پایان‌نامه نویسی در ایران و جهان ناآشنا هستم. همچنین با مبانی نظریه ولایت فقیه و نیز کتاب «ولایت فقیه» آقای خمینی نیز آشنایی دارم؛ به‌ویژه اینکه آقای احمد علم‌الهدی در دانشگاه امام صادق به صورت تخصصی بحث ولایت فقیه را برای دانشجویان مطرح می‌ساخت؛ علاوه بر این، بازجویان من در وزارت اطلاعات نیز به صورت تخصصی در زمینه ولایت فقیه مرا مورد بازخواست قرار دادند و حتا به من پیشنهاد دادند که رساله دکتری خود را در زمینه ولایت فقیه بنویسم! که البته قبول نکردم و گفتم رشته من فلسفه غرب است، علاقه‌ای به این موضوع ندارم و پایان‌نامه دکتری من نیز با موضوعی در زمینه «فلسفه اخلاق» آماده دفاع است؛ و ایشان نیز زحمت کشیدند و در حالی که من در بازداشتگاه، مهمان آنها بودم، شخصاً به دانشگاه اصفهان مراجعه کردند و حکم اخراج من را به دانشگاه تحمیل کردند و همچنین بورسیه تحصیلی من در وزارت علوم را نیز لغو کردند و مرا از تدریس در دانشگاه‌های سراسر ایران نیز محروم فرمودند!

اما در مورد شکل و محتوای چکیده پایان‌نامه‌های آقای حسن فریدون (روحانی) باید بگویم که، حتا بدون توجه به ابهام‌ها و گزارش‌های منتشرشده در مورد سرقت ادبی و علمی در همین چکیده‌ها، اولاً عناوین آنها، بسیار کلی هستند، در صورتی که پایان‌نامه فوق لیسانس و بویژه دکترا باید موضوعی خاص را با نگاهی نظریه‌پردازانه مورد بررسی دقیق قرار دهد؛ همچنین، هر دو چکیده پایان‌نامه ایشان، از نظر عنوان و محتوا بسیار شبیه یکدیگر هستند، در صورتی که پایان‌نامه دکتری، باید موضوعی جدید و یا نگاهی جدید به موضوعی قدیمی باشد؛ از سوی دیگر، متن‌های چکیده منتشرشده چندان با اصول استاندارد پایان‌نامه‌نویسی سازگاری ندارند! مثلاً در آنها نام هیچ یک از اساتید راهنما، مشاور و داور قید نشده است! علاوه بر همه اینها، اشکال و ابهام اساسی دیگر این است که چه ضرورتی وجود داشت که آقای روحانی پایان‌نامه‌ای با موضوع «فقه در ایران» را در دانشگاهی نه چندان معتبر در اسکاتلند بنویسد و دفاع کند؟! بویژه اینکه آقای روحانی در آن مقاطع، دارای مدارج عالی اجرایی در ایران بوده است و به راحتی می‌توانسته از رانت‌های آموزشی موجود در داخل ایران بهره‌مند گردد و تحت هدایت، نظارت و داوری اساتید و فقهای داخلی متخصص در این زمینه کار خود را فرجام بخشد و مدرکی کسب نماید که این‌همه حرف و حدیث و لیت و لعل در آن نباشد!

جدای از این اشکال‌ها و ابهام‌ها، «با توجه به تجربه ایران» نیز باید گفت که عناوین و محتوای پایان‌نامه‌های آقای روحانی (فریدون) بسیار شبیه و همراستا با نظریه و کتاب «ولایت فقیه» آقای خمینی است، البته با نگاهی مدرن؛ اگر کتاب «ولایت فقیه» آقای خمینی را نسخه نیازموده، پیشینی و «تحت برنامه داس» بدانیم، پایان‌نامه‌های آقای روحانی، نسخه آزموده، پسینی و «تحت ویندوز» نظریه و کتاب «ولایت فقیه» هستند؛ حکمت و تجربه به ما می‌آموزد که:

«آزموده را آزمودن خطاست!»؛

«عاقل از یک سوراخ، دو بار گزیده نمی‌شود!»؛


اما برای درک و دریافت این مشابهت محتوایی، متن یک نامه از آقای خمینی و ترجمه چکیده پایان‌نامه آقای روحانی (فریدون) را در اینجا نقل می‌کنم و داوری نهایی را بر عهده شما می‌گذارم؛ با تأکید و توجه به این نکته که «مصلحت»، «احکام ثانویه» و «حفظ نظام از اوجب واجبات است»،‌ نقش محوری در دیدگاه فقهی آقای خمینی داشته است؛ خمینی در نامه زیر در تاریخ ۱۶ دی ۱۳۶۶، به دنبال سخنان آقای خامنه‌ای در نماز جمعه، با عتاب، او را مورد خطاب قرار می‌دهد که ولایت فقیه را نفهمیده است؛ این نامه، در واقع آخرین تقریر خمینی از نظریه ولایت فقیه و لب لباب نظریه اوست؛ چنان‌چه به «منشورنامه ولایت مطلقه فقیه» معروف گشته است:

نامه آقای خمینی به آقای خامنه‌ای؛
(منشورنامه ولایت مطلقه فقیه)، ۱۶ دی ۱۳۶۶

بسمه تعالی
جناب حجت‌الاسلام آقای خامنه‌ای، رئیس محترم جمهوری اسلامی - دامت افاضاته

پس از اهدای سلام و تحیت، من میل نداشتم که در این موقع حساس به مناقشات پرداخته شود. و عقیده دارم که در این مواقع، سکوت بهترین طریقه است. و البته نباید ماها گمان کنیم که هر چه می‌گوییم و می‌کنیم کسی را حق اشکال نیست. اشکال، بلکه تخطئه، یک هدیه الاهی است برای رشد انسان‌ها. لکن صحیح ندانستم که جواب مرقوم شریف و تقاضایی که در آن شده بود را به سکوت برگزار کنم. لهذا، آنچه را که در نظر دارم به طور فشرده عرض می‌کنم.
از بیانات جنابعالی در نماز جمعه این‌طور ظاهر می‌شود که شما حکومت را که به معنای ولایت مطلقه‌ای که از جانب خدا به نبی اکرم - صلی الله علیه و آله و سلم - واگذار شده و أهمّ احکام الاهی است و بر جمیع احکام شرعیه الاهیه تقدم دارد، صحیح نمی‌دانید. و تعبیر به آنکه اینجانب گفته‌ام حکومت، در چهارچوب احکام الاهی دارای اختیار است، به‌کلی برخلاف گفته‌های اینجانب بود. اگر اختیارات حکومت در چهارچوب احکام فرعیه الاهیه است، باید عرض حکومت الاهیه و ولایت مطلقه مفوضه به نبی اسلام - صلی الله علیه و آله و سلم - یک پدیده بی‌معنا و محتوا باشد و اشاره می‌کنم به پیامدهای آن، که هیچ‌کس نمی‌تواند ملتزم به آنها باشد: مثلاً خیابان‌کشی‌ها که مستلزم تصرف در منزلی است یا حریم آن است در چهارچوب احکام فرعیه نیست. نظام‌وظیفه، و اعزام الزامی به جبهه‌ها، و جلوگیری از ورود و خروج ارز، و جلوگیری از ورود یا خروج هر نحو کالا، و منع احتکار در غیر دو- سه مورد، و گمرکات و مالیات، و جلوگیری از گران‌فروشی، قیمت‌گذاری، و جلوگیری از پخش مواد مخدره، و منع اعتیاد به هر نحو غیر از مشروبات الکلی، حمل اسلحه به هر نوع که باشد، و صدها امثال آن، که از اختیارات دولت است، بنا بر تفسیر شما خارج است؛ و صدها امثال اینها.
باید عرض کنم حکومت، که شعبه‌ای از ولایت مطلقه رسول الله - صلی الله علیه و آله و سلم - است، یکی از احکام اولیه اسلام است؛ و مقدم بر تمام احکام فرعیه، حتا نماز و روزه و حج است. حاکم می‌تواند مسجد یا منزلی را که در مسیر خیابان است خراب کند و پول منزل را به صاحبش رد کند. حاکم می‌تواند مساجد را در موقع لزوم تعطیل کند؛ و مسجدی که ضرار باشد، در صورتی که رفع بدون تخریب نشود، خراب کند. حکومت می‌تواند قراردادهای شرعی را که خود با مردم بسته است، در موقعی که آن قرارداد مخالف مصالح کشور و اسلام باشد، یک‌جانبه لغو کند. و می‌تواند هر امری را، چه عبادی و یا غیرعبادی است که جریان آن مخالف مصالح اسلام است، از آن مادامی که چنین است جلوگیری کند. حکومت می‌تواند از حج، که از فرایض مهم الاهی است، در مواقعی که مخالف صلاح کشور اسلامی دانست، موقتاً جلوگیری کند.
آنچه گفته شده است تا کنون، و یا گفته می‌شود، ناشی از عدم شناخت ولایت مطلقه الاهی است. آنچه گفته شده است که شایع است، مزارعه و مضاربه و امثال آنها را با آن اختیارات از بین خواهد رفت، صریحاً عرض می‌کنم که فرضاً چنین باشد، این از اختیارات حکومت است. و بالاتر از آن هم مسائلی است، که مزاحمت نمی‌کنم.
إن‌شاءالله تعالی خداوند امثال جنابعالی را، که جز خدمت به اسلام نظری ندارید، در پناه خود حفظ فرماید.

۱۶ دی ۱۳۶۶
روح‌الله الموسوی الخمینی

منبع: کتاب «صحیفه امام»، جلد ۲۰، صفحه ۴۵۵

حال، این را مقایسه کنید با ترجمه چکیده تز دکترای آقای فریدون (روحانی) که در آن تأکید می‌کند در اسلام، هیچ قانون تغییرناپذیر، خشک و غیرقابل انعطافی وجود ندارد:

ترجمه چکیده تز دکترای آقای حسن فریدون:


«انعطاف‌پذیری شریعت (قانون اسلامی) [فقه] با توجه به تجربه ایران» (تاریخ دفاع: جولای ۱۹۹۸)؛

«این رساله به تأیید این موضوع می‌پردازد که هیچ قانونی در اسلام غیر قابل تغییر نیست. غیر قابل تغییر بودن تنها در مورد باورها، ارزش‌ها و اهداف نهایی در شریعت کاربرد عملی دارد. حتی آن دسته از قوانینی که غیر قابل تغییر بودن را برای بخش مناسک و آداب مذهب در نظر می‌گیرند، در واقع غیر قابل تغییر نیستند و تحت شرایط خاص دستخوش تغییر می‌شوند.
قوانین اسلام بر مبنای شرایط مشخص و مقتضیات زمان و مکان، گسترش و رشد پیدا کرده است. در واقع باید این انعطاف‌پذیری را به عنوان یکی از اجزای اصلی قوانین اسلام به شمار آورد. ساختار مناسب برای این انعطاف‌پذیری و تغییر در منابع اصلی شریعت پیش‌بینی و تأیید شده است، که عبارتند از: قرآن، سنت، اجماع، قیاس، عقل و عرف.
در واقع منبع اساسی قوانین اسلامی (قرآن) به این دلیل انعطاف‌پذیر است که قوانین قرآنی در زمینه ارزیابی احکام، فضای مناسبی برای انعطاف‌پذیری ایجاد می‌کند. قرآن در مورد ارزش اصلی احکام خود صریح و روشن نیست و این احتمال وجود دارد که یک فرمان در قرآن گاهی اوقات جنبه حتمی و دستوری داشته باشد، گاهی اوقات تنها یک پیشنهاد باشد و زمانی هم تنها یک حکم جایز باشد. دستورات و ممنوعیت‌ها در قرآن به شیوه‌های مختلف بیان شده که در مقابل برداشت‌های مختلف، باز و آزاد است.
ابزارهای اصلی پیش‌بینی شده برای تغییر در شریعت عبارتند از: اجتهاد، مصلحت و احکام ثانویه. بخش نخست به تحلیل و بررسی مفهوم و توسعه اجتهاد می‌پردازد. در بخش دوم، نقش اجتهاد در انعطاف‌پذیر کردن شریعت مورد بررسی قرار می‌گیرد. بخش سوم به بررسی این مطلب می‌پردازد که چگونه اجتهاد با انعطاف‌پذیر ساختن فقه تأثیرگذار گشته است. بخش چهارم به مفهوم «احکام ثانویه» در بسط فقه اسلامی می‌پردازد. بخش پنجم به نقش مصلحت به عنوان شیوه‌ای پویا در فقه می‌پردازد. سرانجام در بخش ششم، به نقش احکام ثانویه و مصلحت در فقه اسلامی ایران، آن‌گونه که در این سال‌ها بسط یافته است، می‌پردازد.»

-----------------------------

هرچند، ایرادی بر آقای حسن فریدون نیست؛ آقای روحانی، کسی که برای نخستین بار آقای خمینی را «امام» نامید، در اینجا نیز به «امام» خود اقتدا کرده است و گویا چون خمینی که با تقلب و تغلب به مرجعیت رسید و بارها نام خانوادگی خود را تغییر داد، حسن فریدون نیز پیشوای خود را اقتفا کرده است!

البته ناگفته نماند که دانشگاه کالدونین در وبلاگ! خود نوشته است که مجوز انتشار الکترونیکی متن کامل پایان‌نامه‌ها را از سوی نویسنده ندارد؛ بنا بر این، امیدوارم رئیس‌جمهور منتخب، جناب آقای روحانی، شخصاً متن کامل پایان‌نامه‌های خود را در اختیار پژوهشگران و پرسشگران قرار دهند تا هم «سیه‌روی شود هر که در او غش باشد» و هم تمامی ابهام‌ها برطرف گردد.

---------------------------------

نوشتارهای مرتبط:

 حسن روحانی، کاندیدایی که از نو باید شناخت! نماد نیرنگ نظام، رئیس جمهور نظام شد!





---------------------------------

دعوت از شما نجیب گرامی؛ در فیس‌بوک به ما بپیوندید:

معرفی و دانلود کتاب:


۱۳۹۱ اردیبهشت ۲۹, جمعه

فایده خمینی و حکومت جمهوری اسلامی برای اسرائیل و غرب؛ روایتی از پشت پرده ها


منبع عکس بالا و نوشتار مرتبط با آن به زبان انگلیسی:




فایده خمینی و حکومت جمهوری اسلامی برای اسرائیل و غرب؛
روایتی از پشت پرده‌ها

مهرداد حیدرپور


«آزاد آزاده»، ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۱: چندی پیش در وب‌گردی‌هایم به صورت اتفاقی به این نوشتار برخوردم؛ نوشتاری تحلیلی و تحقیقی از پشت پرده‌های روابط ایران، اسرائیل و غرب از آغاز تا کنون از آقای مهرداد حیدرپور. در این مطلب، به برخی پشت پرده‌های انقلاب ایران و روابط رهبران آن با اسرائیل و غرب اشاره شده است، که حداقل در مورد ماجرای مک فارلین یا ایران گیت، این راز، از پرده برون افتاد و در ایران، اسرائیل و آمریکا و برخی کشورهای غربی رسوایی آفرید. این نوشتار، نخستین بار در شهریور ۱۳۹۰ منتشر شده است، اما مناسب دیدم آن را برای خوانندگان «نجواهای نجیبانه» نیز منتشر سازم. با این توضیح که متن از نظر شکلی، ویرایش شده و عکس‌ها نیز توسط نجواهای نجیبانه اضافه شده است.

متن کامل این نوشتار را به نقل از وبلاگ نویسنده، به شرح زیر است:

فایده خمینی و حکومت جمهوری اسلامی ایران برای اسرائیل و غرب

آنچه در ۲۲ بهمن سال ۵۷ حادث شد آیا برای ایران و جامعه آن لازم بود؟ و اساساً چه فایده‌ای برای ایران و ایرانی داشت؟

جنگ ۸ ساله ایران و عراق چه دستاوردی برای ایران و ایرانی داشت؟ و چه کسانی از انقلاب ۲۲ بهن ۵۷ و جنگ ۸ ساله ایران و عراق فایده بردند؟

هنوز حادثه انقلاب ۵۷ حادث نشده بود روحانیون و آخوندهای آن زمان اعتقاد داشتند که چون مسلمانان متعقد به حضرت ابراهیم و ادیان ابراهیمی بوده و هستند، پس رابطه با یهودیان و کلیمیان جهان و حتی فلسطین (اسرائیل) مانعی ندارد چرا که ریشه یهودیان در نهایت به حضرت ابراهیم می‌رسد.

روحانیون آن زمان از نظر ایدئولوژی قبول داشتند که به خاطر خطر نفوذ شوروی و کمونیست، مسلمانان با دول غربی و حتی اسرائیل که مردم آنها دارای ادیان ابراهیمی بودند در رابطه باشند. برخی از روحانیون رابطه با آمریکا و اسرائیل را که خداپرست بودند، بهتر از رابطه با روس‌ها که بی دین و بی خدا بودند، می‌دانستند.

حتی خمینی قبل از انکه یک شبه از قامت یک آخوند متحجر و عقب‌مانده مرتجع، گاندی زمان شود، اعتقاد به ایجاد ارتباط با کشورهای دارای ادیان ابراهیمی و حتی اسرائیل بوده است. (اما وجود سیستم تحریف و تغییر و کتمان اطلاعات و حقایق تاریخی در نظام جمهوری اسلامی مانع از این شده که حقایق و اطلاعات دست در میان جامعه به گردش درآید. مثل این حقیقت که خمینی دارای دوستانی اسرائیلی بوده است.)

خانم بن دوید (بن داود) از دوستان اسرائیلی خمینی

خمینی هنوز در فرانسه در دهکده نوفل لوشاتو در حومه پاریس در محاصره اطرافیان خود که در آتش گدایی شهرت و قدرت می‌سوختند بود که یکباره سر و کله خانم بن دوید در نوفل لوشاتو پیدا می‌شود و با خمینی به گفتگو می‌نشیند.

خانم بن دوید که بود و چرا به دیدن خمینی رفته بود؟

خانم بن دوید همسر یکی از رهبران یهودی اسرائیل و یکی از روحانیون بسیار متدین کلیمی که با خمینی ۱۵ سال قبل از انقلاب ایران در تماس و رابطه بود. ولی چون این رهبر بلندپایه اسرائیلی فوت کرده بود لذا همسرش خانم بن دوید به دیدار خمینی در فرانسه می‌رود. البته خانم بن دوید به خاطر یک دیدار دوستانه به فرانسه و دیدن خمینی نرفته بود بلکه از طرف دولت اسرائیل و (شخص مناخیم بگین) نخست وزیر اسرائیل به دیدار خمینی می‌رود.

تا آن زمان خمینی هیچ رابطه‌ای با دولت اسرائیل نداشت ولی برخی از همراهان او غیرمستقیم تماس‌های دوستانه‌ای با اسرائیل داشتند.

خانم بن دیوید پس از بازگشت از دیدار با خمینی به اسرائیل، در طی یک گزارش به دولت اسرائیل و شخص نخست وزیر (مناخیم بگین) اعلام می‌کند که حذف خمینی برای اسرائیل سودمند نبوده بلکه برعکس، وجود خمینی می‌تواند فواید بسیاری برای اسرائیل به همراه داشته باشد و...؛ و این‌چنین بود که دولت اسرائیل تشخیص داد که خمینی می‌تواند آلترناتیو خوبی برای اهداف اسرائیل در منطقه باشد.

خانم بن دیوید در سال ۱۹۸۰ یعنی بعد از انقلاب ۱۳۵۷ با یک پاسپورت فرانسوی وارد ایران و تهران می‌شود حتی درست همان زمان‌های که ایران در گیر جنگ با عراق بود و ایران وارد معاملات خرید اسلحه از اسرائیل شده بود ایرانیان کلیمی که از ایران گریخته بودند بسیاری از آنها به ایران بازگشته و آنهایی که اموالشان مصادره شده بود اموال خود را پس گرفتند و ظاهرا این اقدامات پیرو توافق‌های بین ایران و اسرائیل انجام گرفته بود.

اما چرا حذف خمینی؟

جیمی کارتر قبل از بحرانی‌تر شدن اوضاع حکومت شاه و در ابتدای شروع حرکت انقلابیون در ایران از اسرائیل خواسته بود که خمینی را ترور و حذف کنند؛ در ابتدا اسرائیل هم موافق این تصمیم آمریکا بوده و قرار بود یک گروه را برای ترور تحت فرماندهی سرهنگ آصف که مأمور ترور خمینی بود، روانه فرانسه کند، اما شاه ایران با انجام این طرح مخالفت کرد و مانع کار شد.

حتی اسرائیل زمانی قرار بود جیمی کارتر را که با کارت حقوق بشر شاه ایران را میان منگه تحت فشار قرار بود ترور کند، که باز با مخالفت شاه ایران این امر محقق نمی‌شود.

به هر حال، این گزارش خانم بن دوید بود که دولتمردان اسرایل را متقاعد به مفید به فایده بودن خمینی برای اسرائیل کرد.

در سال‌های پایانی حکومت شاه روابط ایران و اسرائیل کمی به سردی گراییده بود که دلایلی داشت.

اسرائیل از بیماری شاه آگاه بود و دلتمردان اسرائیل اعتقاد داشتند که بیماری او بر روی تصمیمات سیاسی او تأثیرگذار بوده است و این اسرائیل و دولتمردان آن را نگران کرده بود. در سال ۱۹۷۷ در اولین ماهی که مناخیم بگین نخست وزیر اسرائیل شده بود، به ایران و ملاقات شاه می‌رود و پس از بازگشت در یک جمع خصوصی دلتمردان یهودی مدعی می‌شود که شاه از لحاظ فکری و تصمیم‌گیری دچار مشکل شده است.

از دلایل دیگر اختلاف میان شاه و اسرائیل صلح شاه با عراق بود. در سال ۱۹۷۷ شاه درگیر صلح با عراق بود که این مسله برای اسرائیل زیاد جالب نبود. اسرائیل موافق صلح بین ایران و عراق و ملاقات شاه و صدام در الجزایر نبود. اسرائیل و عراق دو دشمن سرسخت برای هم بودند و اسرائیل حاضر نبود عراق وارد در کمپ ایران شود و اساسا به صدام و دولت عراق هیچ اطمینانی نداشت.

با توجه به تفاسیر فوق، جنگ ایران و عراق در زمان خمینی بزرگ‌ترین خدمت و فایده برای اسرائیل بود و یکی از آن فایده‌ها فروش اسلحه به ایران در زمان جنگ ایران و عراق و سود بسیار برای اسرائیل بود.

بله رژیم خمینی بسیار بسیار بیش‌تر از حکومت شاه به اسرائیل خدمت کرده و فایده رسانده است، خصوصاً در سال‌های اخیر و دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد. گرچه از سال ۱۹۹۰ و حمله آمریکا به عراق و سرنگونی صدام تقریباً سیاست‌های اسرائیل در مورد ایران عوض شد و دیگر اسرائیل از عرب‌ها ترسی نداشت چون صدام حسین اصلی‌ترین دشمن عرب خود را سرنگون‌شده می‌دید، پس دیگر نیازی به ایران هم نبود. اما همیشه اختلاف میان سیاسیون و دولتمردان اسرائیلی و مقامات رده بالای اسرائیل وجود داشت که آیا به ایران نیاز است و یا نه و آیا اسرائیل ایران را برای آینده لازم دارد یا خیر؟ اما اسرائیل هیچ‌گاه نگرانی و ترس خود را از دستیابی ایران به انرژی هسته‌ای و سلاح اتمی مخفی نکرده است.

جنگ ایران و عراق و سود آن برای اسرائیل

بسیاری از سران حکومت جمهوری اسلامی ایران از ادامه جنگ حمایت می‌کردند و مصر به ادامه آن بودند؛ چرا که چند هدف را از ادامه آن جنگ دنبال می‌کردند و یکی از آنها معاملات و پورسانت‌های کلان اسلحه بود. چرا که پورسانت‌های کلانی در پی خرید و فروش اسلحه از اسرائیل رد و بدل می‌شود و در ایران رقابت بر سر پورسانت‌ها بین گروه حامی رفسنجانی و گروه حامی بهشتی بود. این گروه‌های یادشده به عنوان یک خط دومی در جهت رقابت بر سر پورسانت‌های خرید و فروش اسلحه در رقابت بودند که این خط دوم هم در آمریکا بود هم در اسرائیل و هم در ایران. البته این دو گروه یعنی گروه بهشتی و گروه رفسنجانی فرقی با هم برای آمریکا و اسرائیل نداشتند، بلکه مسأله همه انها در حمایت از این اشخاص بر سر پول بود.


بعدها علی خامنه‌ای قصد داشت برای از میان بردن رقبای احتمالی مانند رفسنجانی یک سری از افرادی را که سوء استفاده‌های مالی کرده‌اند را بگیرد و... اما رفسنجانی باهوش‌تر از خامنه‌ای در مصاحبه‌ای عنوان کرد که نه او و نه خانواده‌اش هرگز سوءاستفاده مالی نداشته و اساساً در کار بیزینس نبوده‌اند. اما این یک دورغ بزرگ بود چرا که هاشمی رفسنجانی و خانواده‌اش بیش از همه در معاملات اسلحه دست داشتند.




البته سید احمد خمینی هم در جریان خرید فروش اسلحه قرار داشت و حتی در آن دست هم داشت و ملاقاتی هم با آقای آری بن مناشه مشاور اطلاعاتی و امنیتی اسحاق شامیر نخست وزیر وقت اسرائیل داشته است. البته این ملاقات‌ها مختص سید احمد خمینی نبود بلکه افراد زیادی از سران نظام بودند که با آقای اری بن مناشه ملاقات داشتند.

اشغال سفارت آمریکا و گروگانگیری و فایده آن برای [غرب]

یک ماه پیش از آنکه حادثه اشغال سفارت آمریکا در تهران صورت پذیرد عده‌ای جوان نزد شیخ علی تهرانی رفته که قرار بود در دانشگاه تهران سخنرانی داشته باشد. آن عده از شیخ علی تهرانی می‌خواهند که در قسمت‌های پایانی سخنرانی‌اش به سیاست‌های آمریکا حمله کرده و احساسات مردم را تحریک نماید تا آن عده بتوانند با سوءاستفاده از احساسات مردم، یک تظاهرات بر علیه آمریکا راه انداخته و به سمت سفارت آمریکا بروند. البته آن عده نگفتند که قصد حمله به سفارت آمریکا را دارد. هرچند پیشنهاد آن جوانان از طرف شیخ علی تهرانی رد شد اما بعدها موسوی خوئینی‌ها یا همان آخوند سرخ، خودش یک سخنرانی تند علیه آمریکایی‌ها انجام می‌دهد و مردم را که تحریک شده بودند را به سمت سفارت آمریکا هدایت می‌کند. مردم تحریک‌شده به سمت سفارت آمریکا رفته و سرانجام به داخل آن حمله نموده و آن را تسخیر و اعضاء آن را به گروگان می‌گیرند و خمینی ضمن حمایت از آن عمل، آن را انقلاب دوم می‌نامد.

اما اصل داستان به گونه‌ای دیگر بوده؛ چرا که بعدها افشا شد که طراحان اصلی حمله به سفارت آمریکا در خود آمریکا بودند. حزب جمهوری‌خواهان (رپوبلیک‌ها) از طراحان اصلی این طرح بودند. طرح را طراحی و به ایران فرستادن و....

پس از ۴۴۴ روز بحران گروگانگیری و... سقوط جیمی کارتر و روی کار آمدن ریگان، آمریکایی‌ها در قبال این خوش‌خدمتی سران حکومت ایران به حزب دمکرات‌های آمریکا که منجر به روز کار آمدن ریگان شد مبلغ ۵۲ میلیون دلار به حکوت ایران پرداخت می‌کنند. این ۵۲ میلیون دلار در واقع یک انعام و دستخوش بود به حکومت ایران. ۵۲ میلیون دلار برای از میدان بدر کردن جیمی کارتر از عرصه انتخابات آمریکا. و جالب‌تر آنکه این پول توسط اقای آری بن مناشه به آقای کاشانی فرزند آیت‌الله کاشانی پرداخت می‌شود. سران و مقامات جمهوری اسلامی هم در جریان کامل دریافت ۵۲ میلیون دلار توسط کاشانی از نماینده اسرائیل بوده‌اند.

گروگانگیری که یک بازی سیاسی و حتی مالی بود تا حکومت ایران ۵۲ میلیون دلار را به جیب بزند و حکومت خمینی هم آن‌قدر در امر آزادی گروگان‌ها تعلل کردند تا ریگان رسماً به عنوان رئیس جمهوری سوگند یاد کند.

برگرفته از کتاب «پول خون»، نوشته اری بن مناشه، مشاور اطلاعاتی و امنیتی نخست وزیر وقت اسرائیل

مهرداد حیدرپور
پاریس
meh.mah2@yahoo.com

منبع: وبلاگ مهرداد حیدرپور (دلنوشته)


* دیدگاه‌های وارده در نوشتارها لزوماً دیدگاه «نجواهای نجیبانه» نیست.


نوشتارهای مرتبط:









------------------------------------


لطفاً از نوشتارهای زیر نیز دیدن فرمائید
(نوشتارهای برگزیده وبلاگ):
(به ترتیب، از نوشتارهای قدیمی‌تر به جدیدتر)







































































------------------------------





لطفاً در صورت امکان و صلاحدید، عضو شوید: