صفحات

‏نمایش پست‌ها با برچسب خامنه ای. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب خامنه ای. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۲ مرداد ۱۵, سه‌شنبه

ای کاش خمینی، خامنه‌ای، پورمحمدی و... هم جانور بودند!


ای کاش خمینی، خامنه‌ای، پورمحمدی و... هم جانور بودند!


«برای نشون دادن عاطفه گربه‌ها بد نیست که بقیه هم ببینند. این اتفاق همین الآن جلوی منزل ما افتاده. گربه سفید رو ماشین زده و گربه تیره‌رنگ الآن بیش‌تر از یک ساعت هست که بالای سر اون گربه نشسته و به حالت خیلی ناراحت‌کننده‌ای صداش می‌زنه و گاهی هم روی بدنش می‌ره و گازش می‌گیره تا اگه خوابه بیدار بشه!
:((((  :((((
گربه‌ها هم عاطفه دارند. چه خوب می‌شد بعضی از آدم‌ها هم کمی عاطفه داشتند!»

تنها یک چیز به ذهنم رسید بگوم:
ای کاش خمینی، خامنه‌ای، مصطفی پورمحمدی و... هم جانور بودند! ای کاش گربه بودند! ای کاش...!
همچنین یاد این جمله داستایفسکی افتادم:

«جانور نمی‌تواند به ستمبارگی انسان باشد، که ستمش بسیار هنرمندانه است! ببر فقط می‌درد و به دندان می‌کشد، از او جز این برنمی‌آید!...» (داستایفسکی، «برادران کارامازوف»، جلد ۱؛ صفحه ۳۳۵)

برای اینکه گمان نکنید نگاه و منظر من، فقط به سیاست است، خواندن این لینک کاملاً جدید از خبرگزاری امنیتی «فارس» را توصیه می‌کنم:

مدیرکل سازمان استاندارد: توزیع سرنگ‌های آلوده چینی در کشور

به امید یافتن راهی به رهایی از راه آگاهی، بدون دادن هزینه‌های گزاف و بی‌حاصل از جان و جیب ملک و مردم ایران زمین

عباس خسروی فارسانی؛
سه‌شنبه؛ ۱۵ مرداد ۱۳۹۲


-------------------------------------------------------------
بیشتر بخوانید:





























-------------------------------------------------------------

دعوت از شما نجیب گرامی؛ در فیس‌بوک به ما بپیوندید:


معرفی و دانلود کتاب:

-------------------------------------------------------------


۱۳۹۲ مرداد ۱۲, شنبه

سوتی و سخن صدق ناخواسته حسن روحانی در مراسم تنفیذ: نتیجه انتخابات برای بسیاری «غافل‌کننده» بود



سوتی و سخن صدق ناخواسته 
حسن روحانی در مراسم تنفیذ:

نتیجه انتخابات برای بسیاری «غافل‌کننده» بود

«اُستُن این نظام ای جان غفلت است
هوشیاری این نظام را آفت است
گر بر آگاهی بماندی مردمان
این نظام ویران شدی اندر زمان»

امروز حسن روحانی در مراسم تنفیذ، که از روی متن نوشته‌شده و به روش مرسوم خود، بسیار شمرده و سنجیده نیز سخن می‌گفت، ظاهراً ناخواسته و سهواً جمله‌ای بر زبان آورد و بدون آن‌که آن را اصلاح کند (غافل‌گیرکننده)، از آن گذشت، که اتفاقاً شاید بتوان آن را درست‌ترین سخن او دانست؛ چرا که این انتخابات بیشتر نه «غافل‌گیرکننده» که «اغفال‌کننده» به نظر می‌رسید؛  وی در بخشی از سخنان خود گفت:

«... انتخابات خرداد ۹۲ گرچه با تردید و سوء ظن بخشی از جامعه آغاز شد، ولی با تأیید و استقبال عموم مردم به پایان رسید. انتخابات، با شفافیت، رقابت و آرامش کامل برگزار شد که نتیجه آن برای بسیاری غافل‌کننده بود...»

آری، این سخن روحانی، هرچند ظاهراً سهو در گفتار بود، اما نشان‌دهنده یکی از دو استراتژی اصلی جمهوری اسلامی، یعنی تأکید بر ناآگاهی و غفلت مردم و «اغفال» آنان از یک سو و افکندن رعب و وحشت در دل و درون آگاهان از سوی دیگر است؛ که استراتژی ناآگاهی و إغفال مردم با سلطه و هژمونی رسانه‌ای، گرفتاری‌های معیشتی، اعتیاد و... اجرا می‌گردد و استراتژی دوم، که استراتژی معروف آقای خامنه‌ای با عنوان «النصر بالرعب» (پیروزی با وحشت) می‌باشد، با هژمونی امنیتی-نظامی جریان می‌یابد. آری، ستون‌پایه نظام جمهوری اسلامی بر این دو اصل استوار است؛ که اگر این دو سنگ بنای جمهوری اسلامی فرو افتند، این نظام نیز بی‌نظام خواهد شد و فرو خواهد افتاد.

بخشی از ادامه سخنان حسن روحانی در مراسم تنفیذ و نیز ویدئوی این سخنان به شرح زیر است:
متن بخش مهم سخنان حسن روحانی در مراسم تنفیذ:

«... انتخابات خرداد ۹۲ گرچه با تردید و سوء ظن بخشی از جامعه آغاز شد، ولی با تأیید و استقبال عموم مردم به پایان رسید. انتخابات، با شفافیت، رقابت و آرامش کامل برگزار شد که نتیجه آن برای بسیاری غافل‌کننده بود؛ ایران که از منظر بدخواهان قرار بود در اثر تحریم و انزوا در ستیزه‌ای داخلی فرو غلتد و شکافی بزرگ بین دولت و ملت ایجاد شود، با انتخاباتی پرشور و مشارکت گسترده اقشار مختلف مردم، خالق حماسه‌ای کم‌نظیر گردید. این انتخابات، فرایندی بود که با اتکاء به خرد جمعی و با مشارکت همه فعالان پایبند به نظام، به گونه‌ای شکل گرفت که نشانگر بلوغ نظام و بازسازی هرچه بیش‌تر اعتماد بین حاکمیت و مردم گردید. همه مردم و نخبگان جامعه، منافع ملی و شرایط کشور را به خوبی درک کردند و در راه سربلندی میهن قدم نهادند. این انتخابات، نتیجه شکاف بین مردم و حاکمیت نبود؛ چه اینکه مردم ایران، شخصی را به عنوان رئیس جمهور خود برگزیدند که سال‌ها در مسئولیت‌های خطیر نظام انجام وظیفه کرده بود. این انتخابات، نشانگر عزت‌خواهی مردم ایران بود و این واقعیت را مورد تأکید قرار داد که مردم‌سالاری در ایران نهادینه شده و ماندگار است و انقلاب اسلامی ایران از پختگی، بلوغ و ثبات لازم برخوردار است. فرایندهای مردم‌سالاری در ایران پس از انقلاب، تثبیت شده و از روندی بسیار شایسته و مناسب برخوردار است. مشارکت بالا، برگزاری سالم و بدون حاشیه انتخابات، شعارها و سیاست‌های نامزدها و حجم گسترده بحث و نقد در جریان انتخابات، همگی نشان‌دهنده فرایندی رو به کمال در جمهوریت و اسلامیت نظام بود. مردم در انتخابات ۲۴ خرداد، حماسه‌ای بزرگ آفریدند و با حضور کم‌نظیر خود در کنار صندوق آراء، از شکاف‌های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی فرو کاستند و بر وفاق و همگرایی ملت و منزلت بیش‌تر جهانی و منطقه‌ای ایران تأکید نمودند. نشاط، امید و اعتمادی که از دل این انتخابات برآمد، سرمایه اجتماعی جدیدی را برای ایران مهیا نمود. سرمایه‌ای که نه تنها دفع و رفع مخاطرات و تهدیدات مختلف را از دامان کشور ممکن ساخت، بلکه فرصت‌های جدیدی را برای جهش در روند پیشرفت و توسعه همه‌جانبه و هدفمند کشور به وجود آورد. اگرچه انگشت امید در این انتخابات بیش‌تر به گفتمانی نشانه رفت که در برنامه‌های این بنده کوچک متبلور بود [گفتمان اعتدال]، اما باید عوامل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی فراوانی را در پیدایش این وضع، دخیل دانست. باید قدردان رهبری معظم نظام و حضور فعال و مؤثر همه گروه‌ها، اقشار و طبقات اجتماعی و نقش‌آفرینی شخصیت‌های برجسته، علما، مراجع، نخبگان و جریانات سیاسی کشور بود. همه شهروندان ایرانی با آراء و افکار مختلف و با گرایش‌های متنوع سیاسی، دست به کار شدند و امید و اعتمادی بزرگ در متن نظام ظهور یافت. به یقین، مسئولیت محوری من از این پس نیز، حفظ همین عشق، امید و اعتماد مردم خواهد بود. مردم در این انتخابات، شگفتی آفریدند؛ بعد از این، نوبت تکلیف ما مسئولان است که پیام این تحول و تغییر را بپذیریم و در همه سطوح نظام متعهد به احترام به آن باشیم. حقوق و تکالیف میان مردم و حکومت در همین‌جا معنا پیدا می‌کند. تفسیر چیستی و چرایی مشارکت و رأی مردم، ضرورتی است که پیش روی سیاستگذاران، برنامه‌ریزان و مسئولان نظام ما قرار دارد. امیدوارم که اندیشمندان، محققان و نهادهای علمی و مدنی، دولت را در انجام این مهم یاری دهند تا مبنای جهت‌گیری‌ها، سیاست‌ها و برنامه‌های آتی کشور باشد. حداقل انتظار مردم در این انتخابات از دولت جدید، ایجاد ثبات و آرامش در همه زمینه‌ها و رفع دغدغه‌ها و تنگناهای مختلفی است که امروز کشور با آن مواجه است. من توانمندی دولت در تقویت پایگاه اجتماعی آن و پایبندی به عهد و پیمانی که با مردم بسته است می‌دانم، لازمه این پایبندی، وفاداری و راستگویی در برابر مردم است؛ در آیین ما، اساس دینداری، ادای امانت و پایبندی به عهد و پیمان است، راستگویی، سبب اصلاح امور و دروغ‌گویی، سبب تباهی کارهاست...»


ما نیز ناامیدانه منتظر می‌مانیم ببینیم آیا حسن روحانی «مسئولیت محوری» خویش را در «حفظ عشق، امید و اعتماد مردم» انجام خواهد داد یا خیر؟! و آیا امانت را ادا خواهد کرد و به عهد و پیمان خویش پایدار خواهد بود و راستگویی و پرهیز از دروغ را همواره پیش چشم خواهد داشت یا نه؟!

به امید یافتن راهی به رهایی از راه آگاهی
عباس خسروی فارسانی
شنبه، ۱۲ مرداد ۱۳۹۲


پاورقی:
شعری را که آغاز این نوشتار آمد، با الهام و اندکی تغییر در این شعر مثنوی مولوی، ذکر کرده‌ام:

«گفت این از بهر تسکین غم است
کز مصیبت بر نژاد آدم است
گر بر آن آتش بماندی آدمی
بس خرابی اوفتادی و کمی
این جهان ویران شدی اندر زمان
حرص ها بیرون شدی از مردمان
اُستُن این عالم ای جان غفلت است (اُستُن: ستون)
هوشیاری این جهان را آفت است
هوشیاری زآن جهان است و چو آن
غالب آید پست گردد این جهان
هوشیاری، آفتاب و حرص، یخ
هوشیاری، آب و این عالم، وسخ (وَسَخ: چرک، کثیفی)
زآن جهان اندک ترشح می‌رسد
تا نخیزد زین جهان حرص و حسد
ور ترشح بیشتر گردد ز غیب
نی هنر ماند در این عالم نه عیب»

-------------------------------------------------------------
بیشتر بخوانید:




















-------------------------------------------------------------

دعوت از شما نجیب گرامی؛ در فیس‌بوک به ما بپیوندید:


معرفی و دانلود کتاب:

-------------------------------------------------------------


۱۳۹۲ خرداد ۲۲, چهارشنبه

«گاف لگد» خبرگزاری‌های فارس و مهر درباره سخنان خامنه ای؛ خس و خاشاک به گاو و خر تبدیل شد!








«گاف لگد» خبرگزاری‌های «فارس» و «مهر»
درباره سخنان خامنه‌ای!

«مردم در سال ۸۸ از لگد زدن عده‌ای به قانون ضربه دیده‌اند!»

خس و خاشاک به گاو و خر تبدیل شد!

قابل توجه دوستانی که قصد رأی دادن دارند؛ 

«تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!»

خبرگزاری‌های امنیتی «فارس» و «مهر» در اقدامی هماهنگ، لگدپراکنی کردند! و سخن علی خامنه‌ای، رهبر ادیب و فرزانه انقلاب را در به کار بردن تعبیر «لگد زدن» برای میرحسین موسوی، مهدی کروبی و سایر معترضان به انتخابات سال ۸۸ را انتشار دادند! اما بلافاصله پس از این لگداندازی، خبرگزاری فارس، تیتر و محتوای خبر «لگد» را حذف کرد، خبرگزاری مهر نیز در خبر خود، «لگد» را حذف کرد! اما من توانستم از لگد زدن‌ها عکس‌برداری کنم! این هم متن فرمایشات رهبر ادیب و فرزانه انقلاب:

«به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، جمعی از اقشار مختلف مردم صبح امروز با مقام معظم رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای دیدار کردند.
رهبر انقلاب در این دیدار فرمودند: بنده اصرارم بر حضور حداکثری ملت در انتخابات به خاطر این است که حضور قدرتمندانه ملت ایران باعث می‌شود که دشمن مأیوس شود و فشار را کم کند و راه دیگری را دنبال کند.
رهبر انقلاب با بیان اینکه بحمدلله روال انتخابات تا امروز روال خوبی بوده است تأکید کردند: یکی از نقاط برجسته این است که گفتمان مردم، گفتمان قانون‌گرایی است، مردم در سال ۸۸ از عدم تبعیت و لگد زدن عده‌ای به قانون ضربه دیده‌اند.
رهبر انقلاب با اشاره به مناظره‌ها تصریح کردند: کار صدا و سیما در انتخابات،تهمت‌زنندگانی را که می‌گفتند آزادی بیان نیست ، خجالت‌زده کرد، البته بنده در زمینه آن مسائلی که آقایان مطرح کردند، مطالبی دارم که بعداً خواهم گفت.
رهبر انقلاب با بیان اینکه در راه عزت و پیشرفت ایران، توکل به خدا اهمیت ویژه‌ای دارد فرمودند: عده‌ای غافلند و در محاسباتشان کانه توکل به خدا جایی ندارد، این محاسبات مادی را مستکبران عالم بهتر از شما می‌کنند اما هر روز عقب می‌روند.»



توکل به خدا! این شعر و ویدئوی جناب محمدرضا عالی‌پیام (هالو) را هم همین‌طوری جهت خنده و زاری اینجا می‌گذارم؛ یه وقت‌هایی فکر نکنید منظور خاصی دارم؛ اصلاً و ابداً!

«... به هر کی اعتراض کنه، حرف خطرناک بگن
انگ سیاسی بزنن، فحش‌های ناپاک بگن
یا بز و بزغاله بگن، یا خس و خاشاک بگن
نه، خس و خاشاک چیه؟ بگن همه گاو و خرین
من که می‌رم رأی می‌دم؛ شما هم برین رأی بدین!


هر کی بخواد نق و نوق بزنه، جاش توی بند اوینه
اونم نه بند عمومی، انفرادی، زیرزمینه
هر کسی که می‌خواد بخواد، هر کی نمی‌خواد همینه
بگن راه باز، جاده دراز، گم شین و از ایران برین
من که می‌رم رأی می‌دم، شما هم برین رأی بدین!

اگر بگن برادرا، باتوم یعنی حرف حساب
با مشت محکم بکوبین تو پوز ضد انقلاب
از این به بعد، وضو با ساندیس می‌گیریم به جای آب
بعد برین شعار بدین، مرگ به اون، مرگ به این
من که می‌رم رأی می‌دم، شما هم برین رأی بدین!

هر چی سرتون می‌یارن، اینقده هی نگین چرا؟
می‌شد که بدتر هم بشه، اما نشد شکر خدا
به جای نق و نوق زدن، دستا زمین پاها هوا
واسه این‌که تو صف نمونیم، فاعلا رو زیاد کنین
من که می‌رم رأی می‌دم، شما هم برین رأی بدین!

دارو اگه گیر نمیاد، چکار کنم؟ خوب به درک!
دم کنه شناب و سه پستون رو با برگ زالزالک
بده مریضت بخوره شفا می‌گیره کم‌کمک
دعا به بازوی مریض ببند به جای آسپیرین
من که می‌رم رأی می‌دم، شما هم برین رأی بدین!

اگه بگن مشتی چیه؟ چرا گرفته، خسته‌ای؟
می‌گم چیزی نیست بخدا، راه نفس رو بسته‌ای
شام و ناهارمون شده فقط انرژی هسته‌ای
بمب اتم را بتپونن بهمون بی وازلین
من که می‌رم رأی می‌دم، شما هم برین رأی بدین!

حزب‌ها اگه بسته شدن، برین همه تو حزب باد
اونجا حقوق بشر رو خوب بمالونین تا بچاد
بعد اگه تحریم شدین، بشین تا جون‌تون درآد
این که جون از کجا درآد، خوب اختیار تام دارید
من که می‌رم رأی می‌دم، شما هم برین رأی بدین!

دفعه پیش گفته بودم «من که دیگه رأی نمی‌دم»
نوشابه بهم دادن و گفتن که شکر خورده بیدم
نمی‌دونین چی شنیدم، نمی‌دونین چیا دیدم
واسه این‌که باز بهم نگن «هالو» بفرما تو اوین
من که می‌رم رأی می‌دم، فقط نمی‌دونم به کی بدم!»






-----------------------------------------

نوشتارهای مرتبط:











-------------------------------------------------------------

دعوت از شما نجیب گرامی؛ در فیس‌بوک به ما بپیوندید:


معرفی و دانلود کتاب:

-------------------------------------------------------------