صفحات

‏نمایش پست‌ها با برچسب وزارت اطلاعات. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب وزارت اطلاعات. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۲ شهریور ۱۲, سه‌شنبه

پاسخ به ادعای وجود ۷۰ کاربر مزدور اطلاعات در وبسایت «بالاترین»





پاسخ به ادعای وجود
۷۰ کاربر مزدور اطلاعات در وبسایت «بالاترین»

کاربر گرامی بالاترین، humanwatch (آرمان) در کامنتی در سایت بی‌رنگی در زمینه افشاگری بی‌سابقه جناب آقای حمیدرضا ذاکری! در مورد «۷۰ آیدی مزدوران اطلاعات ایران در سایت بالاترین» نکته خیلی جالبی را متوجه شده‌اند که در زیر آن را عیناً نقل می‌کنم؛ البته جناب ذاکری، دیروز مجدداً در لینک «توضیحات تکمیلی درباره مزدوران بالاترین»، بر صحت ادعای خود، تأکید کرده بود و استخراج این اسامی را حاصل ۴۵ روز تحقیق دانسته بود؛ اما با توجه به اینکه حتی در ترتیب کاربران – بر اساس توضیح زیر – نیز تغییری ایجاد نشده است و تحقیق ایشان! سرشار از خطاهای نگارشی و ویرایشی است، باید آن را نه حاصل ۴۵ روز تحقیق، که حاصل کم‌تر از یک دقیقه وقت گذاشتن دانست! J)))

آقای ذاکری شما اسامی ۷۰ نفری را که صرفاً به یک لینک در بالاترین مثبت دادند مانند صدها لینک دیگری که در روز مثبت داده می‌شود (همان‌طور که همه می‌دانند مثبت به لینکها لزوماً به معنای تائید یا رد محتوای آن نیست) چون از قضا اون لینک درباره شما بوده است، تمامی اسامی ۷۰ کاربر بالاترین را در یک اقدام غیراخلاقی و با داستان‌سرایی این ۷۰ نفر را که اکثراً از فعالین اپوریسیون با گرایشات گوناگون هستند را مزدور اطلاعاتی و سایبری نامیدید. شما با این کارتان تمامی گفته‌های خود را بی‌ارزش کرده‌اید و خودتان گفته‌های خودتان را فاقد اعتبار کرده‌اید.
این هم لینک ۷۰ کاربری که به یک لینک رأی دادند و آقای ذاکری برای این اتهام‌اش این همه دروغ‌پردازی کرده است:


پی‌نوشت:

«من متوجهم که این لینک در بخش سرگرمی است ولی شوخی شوخی جدی می‌شه اعصاب مصاب آدم بهم می‌ریزه.»

«دلیل شما برای لینک دوباره این مطلب چی‌ هست؟ حتی فرستادن متن به ظاهر سرگرمی یا نفی مطلب هم باعث ایجاد سؤال هست! با این کارتون می‌خواهید به اسم و پوشش جوابیه یا سرگرمی دوباره بازنشر کنید یا چی‌؟»

اما به نظر می‌رسد سکوت، بایکوت و سانسور یک مطلب، نه تنها باعث رفع تردیدها نمی‌شود، بلکه تردیدها را بیش‌تر می‌کند؛ بر اساس اصول دموکراسی و جریان آزاد اطلاعات، نباید هیچ صدایی را خفه و خاموش کرد، اما باید به صداها و ادعاهای بی‌اساس و بی‌دلیل، پاسخ داد و مخاطبان را آگاه کرد.

-------------------------------------------------------------

نوشتارهای مرتبط:






-------------------------------------------------------------
بیشتر بخوانید:































-------------------------------------------------------------

دعوت از شما نجیب گرامی؛ در فیس‌بوک به ما بپیوندید:


معرفی و دانلود کتاب:

-------------------------------------------------------------


۱۳۹۲ شهریور ۱۰, یکشنبه

اعتراف به مزدوری وزارت اطلاعات + کارت ویزیت



اعتراف به مزدوری وزارت اطلاعات + کارت ویزیت

عباس خسروی فارسانی: از آنجایی که دیروز توسط فردی به نام حمیدرضا ذاکری، در صدر لیست مزدوران وزارت اطلاعات قرار گرفتم، چون دیگر هیچ راه فراری برایم باقی نمانده است، تصمیم گرفتم به حقیقت، اعتراف کنم؛ به همین منظور، از کارت ویزیت خود در وزارت اطلاعات نیز رونمایی می‌کنم؛ باشد که رستگار شوم!

البته جالب است که در حالی شناسه من در وبسایت اشتراک لینک «بالاترین» (azadazadeh) به عنوان مزدور وزارت اطلاعات معرفی می‌شود که وزارت اطلاعات نیز صرفاً به علت فعالیت من در این وبسایت، اتهام «عضویت در دسته‌جات معاند نظام، وابسته به صهیونیست‌ها» را به مجموع اتهام‌های من افزود! و البته این نخستین بار نیست که اتهام مزدوری وزارت اطلاعات، متوجه من می‌شود؛ قبلاً نیز به چنین افتخاری (سرباز گمنام امام زمان) و البته افتخارهای برچسبی دیگر نائل گشته بودم!

هر چند به نظر من، با توجه به لیست ارائه‌شده توسط آقای ذاکری، که مجموعه‌ای از کاربران خوب «بالاترین» را شامل می‌شود، خود این کار، به نظر می‌رسد - البته داوری قطعی نمی‌کنم - نوعی کار اطلاعاتی توسط عوامل فرعی جمهوری اسلامی باشد، بویژه اینکه یکی از روش‌های وزارت اطلاعات، همواره ایجاد شک و تردید بوده است. فراموش نکنیم که صرف یک شایعه می‌تواند اثرگذار شود و بسیاری را دور سازد؛ سه استراتژی اصلی جمهوری اسلامی و وزارت اطلاعات، همواره اختلاف‌افکنی میان مخالفان، ناآگاه نگاه داشتن ناآگاهان و ارعاب و ترساندن آگاهان بوده است.

البته در مجموع، من داستان‌سرایی‌های آقای ذاکری گرامی را زیاد جدی نمی‌گیرم؛ اما هدف از انتشار این نوشتار، نشاندن لبخندی بر لبان هموطنان گرامی، در این دوران غم و اضطراب است.

اما در مورد این کارت ویزیت: بعد از آزادی‌ام از بند الف. طا. (اطلاعات) زندان اصفهان به قید وثیقه، تلاش بسیاری کردم که لپ‌تاپم را از اداره اطلاعات استان اصفهان بگیرم، اما هر بار ناموفق بودم، در نهایت توانستم به دشواری دستور گرفتن آن را از قاضی پرونده بگیرم، اما باز هم اداره اطلاعات طفره می‌رفت؛ یک بار منشی ستاد خبری اداره اطلاعات، کارت ویزیتی در اختیار من گذاشت و شماره داخلی بازجویم را هم گفت تا با آنها تماس بگیرم و در صورت آماده شدن، برای دریافت لپ‌تاپ به آنجا مراجعه کنم؛ گفتم خالی از لطف و لبخند نیست تصویر آن را اینجا بگذارم تا اگر کسی کاری داشت، بتواند با وی تماس بگیرد! البته نیازی نیست برای پس گرفتن لپ‌تاپ به زحمت بیفتید، خودم سرانجام آن را پس گرفتم!

«سربازان گمنام» به من پیشنهاد همکاری هم دادند؛ این هم همکاری! دیگر چه می‌خواهید؟‍!

این شعر را هم تیرماه سال گذشته در دوران بازداشت سروده‌ام. هرچند از صنایع و بدایع ادبی بی‌بهره است، اما نشان‌دهنده حال و هوای من در آن شرایط فشار و استرس‌های ناشی از بازداشت و بازجویی‌ها است.

«من آن تنهای تنهایم، من آن بی یاور و یارم
من آن پردرد پرآهم، که در بیغوله در چاهم
من آن رنجیده دلخسته، من آن مغلول پابسته
در این حبس هوابسته، که نور از هر کجا رسته
نشاط از رخ همه رفته، بسی حرمان به دل مانده
امیدی کز درون آید، نوای رفته آورده»

(عباس خسروی فارسانی ـ ۱۲ تیر ۱۳۹۱ـ بند «الف. طا.» (اطلاعات) زندان مرکزی اصفهان)

به امید یافتن راهی به رهایی از راه آگاهی، بدون دادن هزینه‌های گزاف و بی‌حاصل از جان و جیب مُلک و مردم ایران‌زمین!

پی‌نوشت ضروری: 

کاربر گرامی بالاترین، humanwatch (آرمان) در کامنتی در سایت بی‌رنگی در زمینه افشاگری جناب آقای ذاکری! نکته خیلی جالبی را متوجه شده‌اند که در زیر آن را عیناً نقل می‌کنم؛ البته جناب ذاکری، دیروز مجدداً در لینک «توضیحات تکمیلی درباره مزدوران بالاترین»، بر صحت ادعای خود، تأکید کرده بود و استخراج این اسامی را حاصل ۴۵ روز تحقیق دانسته بود؛ اما با توجه به اینکه حتی در ترتیب کاربران – بر اساس توضیح زیر – نیز تغییری ایجاد نشده است، باید آن را نه حاصل ۴۵ روز تحقیق، که حاصل کم‌تر از یک دقیقه وقت گذاشتن دانست! J)))

آقای ذاکری شما اسامی ۷۰ نفری را که صرفاً به یک لینک در بالاترین مثبت دادند مانند صدها لینک دیگری که در روز مثبت داده می‌شود (همان‌طور که همه می‌دانند مثبت به لینکها لزوماً به معنای تائید یا رد محتوای آن نیست) چون از قضا اون لینک درباره شما بوده است، تمامی اسامی ۷۰ کاربر بالاترین را در یک اقدام غیراخلاقی و با داستان‌سرایی این ۷۰ نفر را که اکثراً از فعالین اپوریسیون با گرایشات گوناگون هستند را مزدور اطلاعاتی و سایبری نامیدید. شما با این کارتان تمامی گفته‌های خود را بی‌ارزش کرده‌اید و خودتان گفته‌های خودتان را فاقد اعتبار کرده‌اید.
این هم لینک ۷۰ کاربری که به یک لینک رأی دادند و آقای ذاکری برای این اتهام‌اش این همه دروغ‌پردازی کرده است:


  
-------------------------------------------------------------
نوشتارهای مرتبط:





-------------------------------------------------------------
بیشتر بخوانید:































-------------------------------------------------------------

دعوت از شما نجیب گرامی؛ در فیس‌بوک به ما بپیوندید:


معرفی و دانلود کتاب:

-------------------------------------------------------------


۱۳۹۲ مرداد ۱۲, شنبه

سوتی و سخن صدق ناخواسته حسن روحانی در مراسم تنفیذ: نتیجه انتخابات برای بسیاری «غافل‌کننده» بود



سوتی و سخن صدق ناخواسته 
حسن روحانی در مراسم تنفیذ:

نتیجه انتخابات برای بسیاری «غافل‌کننده» بود

«اُستُن این نظام ای جان غفلت است
هوشیاری این نظام را آفت است
گر بر آگاهی بماندی مردمان
این نظام ویران شدی اندر زمان»

امروز حسن روحانی در مراسم تنفیذ، که از روی متن نوشته‌شده و به روش مرسوم خود، بسیار شمرده و سنجیده نیز سخن می‌گفت، ظاهراً ناخواسته و سهواً جمله‌ای بر زبان آورد و بدون آن‌که آن را اصلاح کند (غافل‌گیرکننده)، از آن گذشت، که اتفاقاً شاید بتوان آن را درست‌ترین سخن او دانست؛ چرا که این انتخابات بیشتر نه «غافل‌گیرکننده» که «اغفال‌کننده» به نظر می‌رسید؛  وی در بخشی از سخنان خود گفت:

«... انتخابات خرداد ۹۲ گرچه با تردید و سوء ظن بخشی از جامعه آغاز شد، ولی با تأیید و استقبال عموم مردم به پایان رسید. انتخابات، با شفافیت، رقابت و آرامش کامل برگزار شد که نتیجه آن برای بسیاری غافل‌کننده بود...»

آری، این سخن روحانی، هرچند ظاهراً سهو در گفتار بود، اما نشان‌دهنده یکی از دو استراتژی اصلی جمهوری اسلامی، یعنی تأکید بر ناآگاهی و غفلت مردم و «اغفال» آنان از یک سو و افکندن رعب و وحشت در دل و درون آگاهان از سوی دیگر است؛ که استراتژی ناآگاهی و إغفال مردم با سلطه و هژمونی رسانه‌ای، گرفتاری‌های معیشتی، اعتیاد و... اجرا می‌گردد و استراتژی دوم، که استراتژی معروف آقای خامنه‌ای با عنوان «النصر بالرعب» (پیروزی با وحشت) می‌باشد، با هژمونی امنیتی-نظامی جریان می‌یابد. آری، ستون‌پایه نظام جمهوری اسلامی بر این دو اصل استوار است؛ که اگر این دو سنگ بنای جمهوری اسلامی فرو افتند، این نظام نیز بی‌نظام خواهد شد و فرو خواهد افتاد.

بخشی از ادامه سخنان حسن روحانی در مراسم تنفیذ و نیز ویدئوی این سخنان به شرح زیر است:
متن بخش مهم سخنان حسن روحانی در مراسم تنفیذ:

«... انتخابات خرداد ۹۲ گرچه با تردید و سوء ظن بخشی از جامعه آغاز شد، ولی با تأیید و استقبال عموم مردم به پایان رسید. انتخابات، با شفافیت، رقابت و آرامش کامل برگزار شد که نتیجه آن برای بسیاری غافل‌کننده بود؛ ایران که از منظر بدخواهان قرار بود در اثر تحریم و انزوا در ستیزه‌ای داخلی فرو غلتد و شکافی بزرگ بین دولت و ملت ایجاد شود، با انتخاباتی پرشور و مشارکت گسترده اقشار مختلف مردم، خالق حماسه‌ای کم‌نظیر گردید. این انتخابات، فرایندی بود که با اتکاء به خرد جمعی و با مشارکت همه فعالان پایبند به نظام، به گونه‌ای شکل گرفت که نشانگر بلوغ نظام و بازسازی هرچه بیش‌تر اعتماد بین حاکمیت و مردم گردید. همه مردم و نخبگان جامعه، منافع ملی و شرایط کشور را به خوبی درک کردند و در راه سربلندی میهن قدم نهادند. این انتخابات، نتیجه شکاف بین مردم و حاکمیت نبود؛ چه اینکه مردم ایران، شخصی را به عنوان رئیس جمهور خود برگزیدند که سال‌ها در مسئولیت‌های خطیر نظام انجام وظیفه کرده بود. این انتخابات، نشانگر عزت‌خواهی مردم ایران بود و این واقعیت را مورد تأکید قرار داد که مردم‌سالاری در ایران نهادینه شده و ماندگار است و انقلاب اسلامی ایران از پختگی، بلوغ و ثبات لازم برخوردار است. فرایندهای مردم‌سالاری در ایران پس از انقلاب، تثبیت شده و از روندی بسیار شایسته و مناسب برخوردار است. مشارکت بالا، برگزاری سالم و بدون حاشیه انتخابات، شعارها و سیاست‌های نامزدها و حجم گسترده بحث و نقد در جریان انتخابات، همگی نشان‌دهنده فرایندی رو به کمال در جمهوریت و اسلامیت نظام بود. مردم در انتخابات ۲۴ خرداد، حماسه‌ای بزرگ آفریدند و با حضور کم‌نظیر خود در کنار صندوق آراء، از شکاف‌های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی فرو کاستند و بر وفاق و همگرایی ملت و منزلت بیش‌تر جهانی و منطقه‌ای ایران تأکید نمودند. نشاط، امید و اعتمادی که از دل این انتخابات برآمد، سرمایه اجتماعی جدیدی را برای ایران مهیا نمود. سرمایه‌ای که نه تنها دفع و رفع مخاطرات و تهدیدات مختلف را از دامان کشور ممکن ساخت، بلکه فرصت‌های جدیدی را برای جهش در روند پیشرفت و توسعه همه‌جانبه و هدفمند کشور به وجود آورد. اگرچه انگشت امید در این انتخابات بیش‌تر به گفتمانی نشانه رفت که در برنامه‌های این بنده کوچک متبلور بود [گفتمان اعتدال]، اما باید عوامل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی فراوانی را در پیدایش این وضع، دخیل دانست. باید قدردان رهبری معظم نظام و حضور فعال و مؤثر همه گروه‌ها، اقشار و طبقات اجتماعی و نقش‌آفرینی شخصیت‌های برجسته، علما، مراجع، نخبگان و جریانات سیاسی کشور بود. همه شهروندان ایرانی با آراء و افکار مختلف و با گرایش‌های متنوع سیاسی، دست به کار شدند و امید و اعتمادی بزرگ در متن نظام ظهور یافت. به یقین، مسئولیت محوری من از این پس نیز، حفظ همین عشق، امید و اعتماد مردم خواهد بود. مردم در این انتخابات، شگفتی آفریدند؛ بعد از این، نوبت تکلیف ما مسئولان است که پیام این تحول و تغییر را بپذیریم و در همه سطوح نظام متعهد به احترام به آن باشیم. حقوق و تکالیف میان مردم و حکومت در همین‌جا معنا پیدا می‌کند. تفسیر چیستی و چرایی مشارکت و رأی مردم، ضرورتی است که پیش روی سیاستگذاران، برنامه‌ریزان و مسئولان نظام ما قرار دارد. امیدوارم که اندیشمندان، محققان و نهادهای علمی و مدنی، دولت را در انجام این مهم یاری دهند تا مبنای جهت‌گیری‌ها، سیاست‌ها و برنامه‌های آتی کشور باشد. حداقل انتظار مردم در این انتخابات از دولت جدید، ایجاد ثبات و آرامش در همه زمینه‌ها و رفع دغدغه‌ها و تنگناهای مختلفی است که امروز کشور با آن مواجه است. من توانمندی دولت در تقویت پایگاه اجتماعی آن و پایبندی به عهد و پیمانی که با مردم بسته است می‌دانم، لازمه این پایبندی، وفاداری و راستگویی در برابر مردم است؛ در آیین ما، اساس دینداری، ادای امانت و پایبندی به عهد و پیمان است، راستگویی، سبب اصلاح امور و دروغ‌گویی، سبب تباهی کارهاست...»


ما نیز ناامیدانه منتظر می‌مانیم ببینیم آیا حسن روحانی «مسئولیت محوری» خویش را در «حفظ عشق، امید و اعتماد مردم» انجام خواهد داد یا خیر؟! و آیا امانت را ادا خواهد کرد و به عهد و پیمان خویش پایدار خواهد بود و راستگویی و پرهیز از دروغ را همواره پیش چشم خواهد داشت یا نه؟!

به امید یافتن راهی به رهایی از راه آگاهی
عباس خسروی فارسانی
شنبه، ۱۲ مرداد ۱۳۹۲


پاورقی:
شعری را که آغاز این نوشتار آمد، با الهام و اندکی تغییر در این شعر مثنوی مولوی، ذکر کرده‌ام:

«گفت این از بهر تسکین غم است
کز مصیبت بر نژاد آدم است
گر بر آن آتش بماندی آدمی
بس خرابی اوفتادی و کمی
این جهان ویران شدی اندر زمان
حرص ها بیرون شدی از مردمان
اُستُن این عالم ای جان غفلت است (اُستُن: ستون)
هوشیاری این جهان را آفت است
هوشیاری زآن جهان است و چو آن
غالب آید پست گردد این جهان
هوشیاری، آفتاب و حرص، یخ
هوشیاری، آب و این عالم، وسخ (وَسَخ: چرک، کثیفی)
زآن جهان اندک ترشح می‌رسد
تا نخیزد زین جهان حرص و حسد
ور ترشح بیشتر گردد ز غیب
نی هنر ماند در این عالم نه عیب»

-------------------------------------------------------------
بیشتر بخوانید:




















-------------------------------------------------------------

دعوت از شما نجیب گرامی؛ در فیس‌بوک به ما بپیوندید:


معرفی و دانلود کتاب:

-------------------------------------------------------------