صفحات

۱۳۹۲ مرداد ۱, سه‌شنبه

رفراندوم؛ چرا و چگونه؟



«نجواهای نجیبانه»: چندی پیش، با همکاری برخی از دوستان، در فضای مجازی، کمپینی با عنوان «جنبش بیداری ایرانیان»، با اهداف شاخص «آگاهی»، «روشنایی» و «رهایی» و با امید به تأثیرگذاری در سپهر واقعی، آغاز به کار کرده است؛ در گروه فیس‌بوک کمپین، مباحثی با شرکت اعضای گروه با چهارچوب کلی «گفتگو، تمرین دموکراسی و مدارا» همراه با طرح سؤال‌هایی در راستای گسترش فرهنگ گفتگو و مدارا، شکل گرفته است، که جهت عمق و غنا بخشیدن به مباحث، از دوستان تقاضا شد در صورت صلاحدید، نوشتارها و گزارش‌های تحلیلی خود را نیز جهت انتشار آماده سازند؛ از نخستین سؤال‌های مطرح شده، این سؤال‌های کلی بود:
- آیا جمهوری اسلامی مخالفان (اپوزیسیون) سازمان‌یافته و منسجم دارد؟
- آیا جمهوری اسلامی اصلاح‌پذیر است؟
- آیا ما آمادگی دموکراسی را داریم؟

متن زیر، اولین نوشتار در این زمینه است که توسط دوست گرامی جناب آقای «پیام ایرانی» ارسال گردیده است؛ گروه فیس‌بوک «جنبش بیداری ایرانیان» گروهی کاملاً باز و آزاد است، از حضور شما و سایر دوستان‌تان نیز جهت مشارکت صمیمانه استقبال می‌شود.

آشنایی با کمپین «جنبش بیداری ایرانیان»؛ همراه شو عزیز...!
عضویت در گروه فیس‌بوک «جنبش بیداری ایرانیان» و پیشنهاد گروه به دیگران

متن کامل نوشتار آقای «پیام ایرانی» به شرح زیر است:


رفراندوم - عباس امیرانتظام

«پیام ایرانی»

چندی پیش آقای پیمان عارف در نوشته‌ای در مورد نلسون ماندلا از مهندس امیرانتظام به عنوان ماندلای ایران نام برد. شایسته و بایسته است قدیمی‌ترین زندانی سیاسی ایران عباس امیرانتظام را دریابیم.

چکیده

مهندس امیرانتظام سال ۱۳۸۲ در نامه‌ای و مقاله‌ای مجموع تجربیات و مطالعات خود را در جزوه‌ای با عنوان «رفراندوم» نوشت و در آن با مخالفت با طرح دو لایحه سید محمد خاتمی رییس جمهور، به جامعه ایرانی نوشت:

«اصلاح قانون اساسی مشکلی را حل نمی‌کند بلکه متمدنانه‌ترین و دموکرات‌ترین راه حل برپائی رفراندومی برای تعیین نوع حکومت ایران زیر نظارت نهادهای بین‌المللی است.»

عباس امیرانتظام، عضو شورای مرکزی جبهه ملی ایران، معاون نخست‌وزیر در دولت موقت مهدی بازرگان، نخستین و قدیمی‌ترین زندانی سیاسی پس از انقلاب ایران به شمار می‌رود و از آذر ماه ۱۳۵۸ تا کنون در حبس به سر می‌برد. امیرانتظام پس از سی‌امین سالگرد زندانی شدن خود، پیامی به ملت ایران در سایت خود درج کرد و حمایت خود را از جنبش سبز ایران اعلام نمود. او دارای جایزه بین‌المللی حقوق بشر «برونو کرایسکی»، جایزه بین‌المللی حقوق بشر (لوح سپاس) و جایزه بین‌المللی شهامت اخلاقی «کرانسکی است.

دستگیری

اشغال سفارت آمریکا با اعتراض و مخالفت دولت موقت بازرگان مواجه گردید و آنان یک روز بعد استعفای خود را به روح‌الله خمینی تقدیم کردند. اندکی بعد از اشغال سفارت، عباس امیرانتظام در حالی که در کشورهای اسکاندیناوی به عنوان سفیر ایران فعالیت می‌کرد، به تهران فراخوانده و در ۲۸ آذر ۵۸ بازداشت شد.
در جریان محاکمه وی، شیخ علی تهرانی با انتشار نامه‌ای خطاب به بنی صدر -رییس جمهور وقت- در ۱۵ فروردین ۶۰ خواستار مداخله وی در دادگاه غیرقانونی امیرانتظام شده بود. در خلال دستگیری و محاکمه امیرانتظام، احزاب و گروه‌های چپ برای تخریب چهره وی و دولت موقت مهدی بازرگان، با انتشار مقالات و بیانیه‌هایی روی جاسوسی امیرانتظام تمرکز زیادی کردند.
با این حال، طبق گفته‌های فرشته بازرگان، دختر مهدی بازرگان، تنها دغدغه مهدی بازرگان تا واپسین روزهای عمرش، مسأله زندانی بودن امیرانتظام بوده است که مهدی بازرگان را رنج می‌داده است و مسأله آزادی امیرانتظام را به عنوان آرزویی ناکام یاد می‌کرده است.
وی در تاریخ ۲۸/۹/۱۳۵۸ به اتهام‌های «توطئه برای انحلال مجلس خبرگان»، «مخالفت با نظام ولایت فقیه»، «تلاش برای ایجاد اختلاف بین فلسطینیان و لیبیایی‌ها با ایران»، «فراری دادن سران رژیم سابق» و «ارائه اطلاعات سری به آمریکائیان» دستگیر و پس از ۴۵۴ روز بازداشت در سلول انفرادی، در دادگاه ویژه انقلاب، بدون حضور وکیل و هیأت منصفه، به اعدام محکوم شد، که با تلاش مهدی بازرگان به حبس ابد تقلیل یافت. وی هم‌اکنون در حال سپری کردن دوران محکومیت خود می‌باشد. او در تمامی این سال‌ها خواستار برگزاری دادگاه تجدید نظر و اعاده حیثیت خویش است.
پس از ترور اسدالله لاجوردی، وی در مصاحبه‌ای که شهریور ۷۷ با رادیو آمریکا داشت، لاجوری را «جلاد» نامید و به انتقاد از عملکرد لاجوردی پرداخت. این مصاحبه منجر به تشکیل پرونده‌ای جدید علیه وی با شکایت خانواده لاجوردی به اتهام «تهمت» و مدعی‌العموم به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی» شد و در سال ۷۹ مجدد به اوین بازگردانده شد. اولین جلسه دادگاه وی در ۲۳ خرداد ۸۵ برگزار شد. او در دادگاه تاکید کرد: «هر آنچه در مصاحبه سال ۷۷ گفتم، حقیقت است.» دستگاه قضایی چندی بعد علی‌رغم زندانی کردن وی، این پرونده را بست.

طرح رفراندم

سال ۱۳۸۲ امیرانتظام مقاله «رفراندوم» را منتشر کرد که در زیر درج شده است. بعد از انتشار این مقاله بار دیگر او راهی زندان شد.
سومین دوره زندانی که در اردیبهشت سال ۸۲ با انتشار طرح رفراندوم برای تعیین حکومت به آن گرفتار شد، مهرماه همان سال و در زمانی متوقف گردید که به گواه پزشکان انواع بیماری‌ها و نیاز به عمل جراحی فوری ماندن وی را در زندان غیرممکن کرده بود.

اطلاعات بیشتر در:


رفراندوم؛ چرا و چگونه؟

عباس امیرانتظام

پیرو بیانیه‌های مورخ ۲۶ اسفند ۱۳۸۱ در خصوص برگزاری رفراندوم و در جهت شفاف‌سازی هر چه بیش‌تر مواضع و دیدگاه‌های خود و با هدف بهره‌مندی از نظریات اندیشمندان و فرهیختگان، علاقه‌مندان، جوانان و امکان برقراری گفتگو بین اقشار مردم و جریان‌های اجتماعی سیاسی، فرهنگی، توضیحات تکمیلی زیر در رابطه با پیشنهاد رفراندوم (همه‌پرسی) را تقدیم می‌دارد.

الف) چرا رفراندوم (همه‌پرسی)؟

رفراندوم یک شیوه و روش مراجعه به آرا عمومی و دمکراسی مستقیم در جهت شناسایی و حق تعیین سرنوشت و احترام به حق جاکمیت مردم می‌باشد. این حق در بیشتر اسناد بین‌المللی همچون منشور سازمان ملل - اعلامیه اعطای استقلال به کشورها و ملت‌ها، اعلامیه جهانی حقوق بشر، میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی و میثاق بین‌المللی حقوق اجتماعی - اقتصادی - فرهنگی، منشور حقوق و تکالیف اقتصادی دولت‌ها، قطعنامه‌های سازمان ملل، رویه دولت‌ها و قوانین اساسی ملل متمدن، افکار عمومی، نهادهای جامعه مدنی جهانی، به رسمیت شناخته شده است.

ب) ضرورت مراجعه به همه‌پرسی؟

مفهوم ابدی از قوانین بشری وجود ندارد و مردم پیوسته حق دارند قانون اساسی خود را مورد بازنگری قرار داده و یا آن را اصلاح کرده یا کلاً تغییر دهند. هیچ نسلی نمی‌تواند نسل‌های بعدی خود را ملزم و تابع قوانین خود سازد. (اصل ۲۸ اعلامیه حقوق بشر و شهروند، ۲۴ ژوئن ۱۷۹۳ و نیز سخنان آقای خمینی در بهشت زهرا در سال ۱۳۵۷)؛ ملت ایران به دنبال انقلاب سال ۱۳۵۷ از طریق رفراندوم ۱۲ فروردین سال ۱۳۵۸، حق طبیعی و مشروع خود در انتخاب نظام سیاسی و حق تعیین سرنوشت را به اجرا گذاشت با گذشت بیش از ۲۴ سال از آن حضور تاریخی ملت ایران، بافت جمعیتی ایران به‌کلی دگرگون شده و نسل جوان آگاه و هوشمند و علاقه‌مند به حاکمیت ملی در وعده‌گاه تاریخی ۱۲ فروردین ۱۳۵۸ حضور نداشت. از طرف دیگر شرکت‌کنندگان در رفراندوم سال ۵۸ تجربه و شناخت امروز خود از ظرفیت‌ها و قابلیت‌های قانون اساسی ۱۳۵۸ را نداشتند، از این رو مراحعه به همه‌پرسی در راستای احترام به حق حاکمیت مردم و فراهم کردن زمینه‌های مشارکت فعال مردم در زندگی سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی بوده است و توان و قابلیت‌های ملی را برای ایجاد همبستگی بیش‌تر و تقویت پایه‌های حاکمیت ملی بسیج نموده، تمامیت ارضی، استقلال و یکپارچگی کشور ایران در مقابل عوامل تهدیدکننده و آسیب‌رسان بیمه می‌کند.

پ) چرا امروز (اکنون)؟

۱- مردم ایران و به خصوص نسل جوان، که حضور فعال آن در زندگی سیاسی موجب شادابی و پویایی جامعه می‌باشد و حتی مقامات و مسؤولان نظام، با بیانات و به شیوه‌های مختلف، ضرورت انجام اصلاحات عمیق و سازنده برای رفع مشکلات اساسی جامعه و رفع موانع توسعه پایدار مستمر را مورد تأکید قرار داده‌اند. از آنجا که کارشناسان، صاحب‌نظران و نظریه‌پردازان مسائل اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، استفاده از قابلیت‌ها و توانمندی های خرد جمعی در حل بحران‌های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی موجود را ضروری می‌دانند و مردم هوشمند ایران بعد از حضور فعال در چندین انتخابات، با عدم استقبال از انتخابات شورای شهر، نارضایتی و عدم اعتماد خود نسبت به روند اصلاحات هدایت‌شده بعد از جنبش دوم خرداد را آشکار نمودند.

۲- شرایط حساس منطقه که اتکای هر چه بیش‌تر حاکمیت به آرا، رضایت و اراده مردم و از بین بردن شکاف بین حکومت و مردم (که محلی برای حضور و مداخله عوامل آسیب‌رسان به استقلال کشور می‌باشد) را به یک ضرورت مبرم تبدیل نموده است.

۳- شرایط مساعد جهانی و حضور فعال افکار عمومی در دفاع از مردم‌سالاری، صلح جهانی، مقابله با خشونت و تروریسم و پشتیبانی از حاکمیت مردم در مقابل هر گونه مداخله خارجی، فرصت تاریخی برای اثبات قابلیت‌ها، توانمندی‌ها و استعداد ملت ایران برای ارائه یک الگوی ملی در تقویت بنیان‌های دموکراسی (در منطقه و کاهش حضور و مداخله نیروهای فرامنطقه برای تأثیرگذاری در تصمیم‌سازی‌ها را) فراهم آورده است. بنا بر این، برگزاری رفراندوم، فرصتی تاریخی برای ملت ایران می‌باشد که با تکیه به ارزش‌های فرهنگی و دست‌آوردهای تاریخی، مناسب‌ترین الگو برای تحکیم حاکمیت ملی خود را فراهم آورد، همچنین ایجاد امکان همگرایی منطقی در راستای منافع ملی با حاکمیت‌های دیگر و تقویت جایگاه سازمان ملل در ایفای مسؤولیت خود از دیگر اولویت‌ها می‌باشد. هر تأخیری در پاسخگویی مناسب و منطقی به این ضرورت تاریخی، جز تحمیل هزینه سنگین به ملت ایران و مردم منطقه، نتیجه دیگری در بر نخواهد داشت.

د) موضوع همه‌پرسی؟

از آنجا که برگزاری همه‌پرسی برای حل مشکلات اساسی جامعه و برداشتن موانع توسعه کشور و تقویت حاکمیت مردم است، لذا پرسش اصلی باید به قدر لازم، دقیق طراحی شود تا با پاسخ «آری» یا «نه» اراده مردم، جهت‌گیری خود را آشکار نماید؛ از این رو و همان طوری که قبلاً اعلام شده است، دو سؤال اصلی به همه‌پرسی گذاشته می‌شود:

۱- آیا با استمرار جمهوری اسلامی موافق هستید؟ «آری» یا «نه»؛
۲- آیا با استقرار نظام مردم‌سالار موافق هستید؟ «آری» یا «نه».

ویژگی‌های اصلی نظام مردم‌سالار، عبارتند از:
۱- تضمین حق حاکمیت واقعی مردم؛
۲- تضمین کامل آزادی انتخابات مردم؛
۳- تبعیت کامل حکومت از اراده مردم در کلیه سطوح؛
۴- تضمین پاسخ‌گویی همه مسؤولان در مقابل مردم؛
۵- تضمین نظارت مؤثر و کامل و مستمر مردم بر عملکرد نهادها و مسؤولان؛
۶- تضمین برابری واقعی مردم در مقابل قانون و رفع کلیه اشکال «تبعیض»؛
۷- استقرار یک نظام قضایی «کارآمد، مستقل و بی‌طرف»، عدالت‌گستر و تبعیض‌ستیز؛
۸- تضمین آزادی بیان، اندیشه و مطبوعات؛
۹- تضمین رعایت حقوق بشر طبق اعلامیه جهانی حقوق بشر و موازین بین‌المللی؛
۱۰- تضمین اصل تفکیک قوا؛
۱۱- تضمین دفاع و حمایت از منافع ملی؛
۱۲- طراحی مهندسی یک نظام اقتصادی متناسب با استعدادها و امکانات و منابع ملی، توزیع عادلانه کار و ثروت، فراهم کردن امکان مشارکت همه مردم در زندگی اقتصادی و توزیع عادلانه فرصت‌ها به تناسب نیازها و شایستگی‌ها.

جزئیات نظام مردم‌سالار، توسط نمایندگان مردم در قانون اساسی، تدوین و توسط مردم، تصویب خواهد شد.

ذ) برگزاری همه‌پرسی با نظارت سازمان ملل؟

ملت هوشمند و سربلند ایران از توانایی و تجربه سیاسی لازم برای اداره کلیه امور خود و از جمله برگزاری همه‌پرسی برخوردار می‌باشند. بنا بر این، به نظر می‌رسد که هیچ مانع حقوقی و اجرایی برای برگزاری همه‌پرسی در سطح ملی وجود ندارد با این وجود، استفاده از امکانات، تجارب و اعتبار سازمان ملل برای برگزاری هر چه بهتر و باشکوه‌تر ، سالم‌تر و آزادتر همه‌پرسی تاریخ‌ساز، میسر خواهد بود.
اعتبار جهانی، این همه‌پرسی را تضمین خواهد نمود. سازمان ملل کمک به برگزاری انتخابات و نظارت بر آن را بخشی از عملیات پاسداری از صلح تلقی می‌کند؛ همان‌طوری که آقای کوفی عنان در گزارش شماره (A/551985-S/2001/544) به شورای امنیت اظهار نموده است. سازمان ملل از زمان تأسیس خود برای ارتقای ظرفیت‌های اداری - اجرایی دولت‌های عضو در برگزاری انتخابات آزاد و عادلانه، شفاف و معتبر و نهادهای دموکراتیک که بیش از ۱۵۰ انتخابات برگزار شده در کشورهای مختلف ایفای نقش نموده است. از نظر دبیر کل سازمان ملل، توسعه پایدار، تنها زمانی محقق می‌شود که مردم به طور آزادانه و به صورت مؤثر، در فرایند تصمیم‌گیری‌ها، فعالانه مشارکت نماید.

و) ماهیت این همه‌پرسی («همه‌پرسی مشورتی» - «همه‌پرسی تصویبی»)

معمولاً همه‌پرسی در دو مرحله و به‌صورت همه‌پرسی مشورتی و تصویبی برگزاری می‌گردد؛ مرحله اول همه‌پرسی، جهت شناسایی اراده واقعی مردم نسبت به إعمال حاکمیت می‌باشد؛ در این مرحله، پاسخ با «آری» و «نه» (به نظام سیاسی موجود) مشخص می‌گردد. این مرحله را همه‌پرسی مشورتی می‌خوانند. چنانچه اراده ملت ایران بر عدم استمرار نظام موجود تعلق بگیرد، در آن صورت، می‌بایستی در فرصت مناسب و منطقی، مقدمات برگزاری انتخابات برای تدوین قانون اساسی و ارائه آن به مردم ایران فراهم گردد. مردم ایران از طریق همه‌پرسی دوم، که اصطلاحاً همه‌پرسی تصویبی توصیف شده است، نسبت به تصویب قانون اساسی جدید اقدام می‌نماید. هر ایرانی شرافتمند، آزادمنش، معتقد به مردم‌سالاری و حاکمیت ملی و وفادار به ارزش‌های ملی و فرهنگی، ملتزم به تبعیت از اراده مردم در همه‌پرسی مشورتی و تصویبی می‌باشد.

عباس امیرانتظام
تهران - اول اردیبهشت ۱۳۸۲







-------------------------------------------------------------

بیشتر بخوانید:





















-------------------------------------------------------------

دعوت از شما نجیب گرامی؛ در فیس‌بوک به ما بپیوندید:


معرفی و دانلود کتاب:

-------------------------------------------------------------


۱۳۹۲ تیر ۲۹, شنبه

احضار محمد نوری زاد به دادگاه به اتهام «توهین به کتاب الله»


احضار محمد نوری زاد به دادگاه به اتهام
«توهین به کتاب الله»

«نجواهای نجیبانه»: محمد نوری‌زاد که روز دوشنبه، ۲۴ تیرماه، به ملاقات «آرتین»، کودک خردسال کامران رحیمیان و فاران حسامی، از اساتید دانشگاه آنلاین بهاییان، که هر دو به جرم بهائیت! در زندان هستند، رفته بود و از او، به نمایندگی از بهاییان ایران، پوزش خواسته بود و در اقدامی نمادین، بر پای پاک این کودک معصوم بوسه زده بود و این اقدام او جنجال و هیاهوی بسیار برانگیخت و در اولین واکنش، یک روز بعد، گذرنامه همسر او در فرودگاه تهران، ضبط و وی به دادگاه انقلاب ارجاع گردید، اینک با انتشار نوشته‌ای در صفحه فیس‌بوک‌اش، خبر از احضار خود به دادگاه داده است؛ آری؛ نقد نظام جمهوری اسلامی و رهبران آن، برابر است با «توهین به کتاب الله»!

متن کامل نوشتار محمد نوری‌زاد در صفحه فیس‌بوک او به شرح زیر است:

«امروز صبح برایم احضاریه آمد. به اتهام «توهین به کتاب الله». سه روز به من فرصت داده‌اند که خود را به دادسرای ناحیه بیست و سه تهران معرفی کنم. در این سال‌های سبز بارها به دادگاه احضار شده‌ام و هر بار با ساک خود رفته‌ام. این بار نیز ساک خود را می‌بندم. نه از آن روی که نمی‌خواهم ناغافل به زندانم بیندازند. بل به این خاطر که ساک بستن، خودش یک‌جور غواصی در آسمانی است که اکسیژنش را به کیفیت «فردا» آمیخته‌اند.
در ساک من همه چیز هست. از کاغذ و قلم گرفته تا رخت و لباس. همه اینها را که از من بگیرند، «لبخند»م اما با من هست. و من، یک چندسالی است که متبسمانه برای هر خطری و هر مشقتی آغوش گشوده‌ام.

محمد نوری‌زاد
بیست و نهم تیرماه سال نود و دو – تهران»


-------------------------------------------------------------

بیشتر بخوانید:




















-------------------------------------------------------------

دعوت از شما نجیب گرامی؛ در فیس‌بوک به ما بپیوندید:


معرفی و دانلود کتاب:

-------------------------------------------------------------


جنایتی جانکاه: قتل «زهرا» به دست پدری با نگاه بسیجی-ایدئولوژیک [تکذیب شد+تکذیبیه]



-------------------------------------------------------------

اصلاحیه (تکذیبیه) ضروری:

عباس خسروی فارسانی: بر اساس پیگیری‌های صورت‌گرفته، این خبر، واقعیت نداشته و بر پایه شایعه‌پردازی بوده است. بنا بر این، از خوانندگان، و به‌ویژه مردم پاک و بی‌آلایش شهر نافچ، صمیمانه پوزش می‌طلبم و نیز بسیار سپاسگزار دوستانی هستم که پیگیر امر گردیدند.
این خبر، بر اساس اطلاعاتی بوده که فردی که خود را از اهالی شهر نافچ معرفی کرده بود، به من انتقال داده بود و بر اساس وظیفه انسانی و حقوق بشری منتشر شده بود. در عین حال، برای اطلاع خوانندگان از متن خبر تکذیب‌شده، اصل خبر، حذف نمی‌گردد.
از نادرست بودن این خبر، بسیار خوشحال شدم، هرچند متأسفانه وقوع حوادثی از این قبیل، در ایران عزیز، اندک نیست.

-------------------------------------------------------------

جنایتی جانکاه:
قتل «زهرا» به دست پدری
با نگاه بسیجی-ایدئولوژیک

چکیده:
در کشوری که من زندگی می‌کنم جنایت‌های این‌چنینی کم نیستند و جالب آنکه معمولاً جانیان این جنایات، تعصب را برای خود افتخار می‌دانند. این خبر شاید انعکاس جهانی پیدا نکند، اما در شهر من در استانی محروم در ایران عزیزمان، دل‌های بسیاری را به درد آورده است، همه دنبال چاره می‌گردند و کم‌تر کسی راه‌حلی درست ارائه می‌دهد

عباس خسروی فارسانی: گزارشی از سوی یک هم‌استانی در شهر «نافچ» در استان چهارمحال و بختیاری به دستم رسیده است؛ روایتی از قتل فجیع و دردناک دختر به دست پدر، برخاسته از یک داوری نادرست و شتابزده و به دنبال آن، اقدامی جنون‌آمیز و به دور از فکر و اندیشه؛ من، با توجه به اینکه زادگاهم در استان چهارمحال و بختیاری است، شهر کوچک «نافچ» و وضعیت فرهنگی و مذهبی آن را به‌خوبی می‌شناسم و بارها به آنجا رفته‌ام؛ مردمانی پاک و ساده‌دل، بی‌ریا و...؛ اما به ناگاه، فردی ناآگاه، با نگاهی برخاسته از تعصب کور و ایدئولوژیک و نشأت‌گرفته از باورها و تلقین‌های سراسر نادرست، به نام غیرت، با دختر، خانواده، خود و احساسات پاک شهر خود چنین می‌کند؛ ای کاش جمهوری اسلامی این‌چنین مفاهیم را تهی از محتوا و دارای معنای منفی نمی‌کرد! ای کاش...!

ماده ۲۲۰ قانون مجازات اسلامی:
«پدر یا جد پدری که فرزند خود را بکشد، قصاص نمی‌شود و به پرداخت دیه قتل به ورثه مقتول و تعزیر، محکوم خواهد شد.»


امیدوارم آسیب‌شناسان اجتماعی- فرهنگی و فعالان حقوق بشر و حقوق زنان، بیش از پیش، چنین مواردی را مورد توجه قرار دهند تا دیگر بار، شاهد تکرار چنین فجایع جانکاه و دردناکی نباشیم؛ گزارش را، بدون هیچ‌گونه دخل و تصرفی، بخوانید؛ داوری با شما:

«روز دوشنبه ۲۴ تیرماه سال ۹۲ شهر کوچک «نافچ» واقع در ۲۰ کیلومتری شهرکرد شاهد جنایتی بود که زائیده تفکر طالبانی است. مردی ۴۹ ساله، کارگر بسیجی و دارای ۴ فرزند به نام حسینعلی رئیسی، به خاطر آنکه دخترش شماره‌ای ناشناس در گوشی موبایلش داشت، آن‌قدر او را کتک زد تا دختر ۱۸ ساله تسلیم مرگ شد.
به گواهی یکی از همسایگان، ساعت ۲ بعدازظهر حسینعلی وارد خانه می‌شود و می‌بیند دخترش در حیاط خانه مشغول صحبت با مویایل است؛ او اصلاً برای فرزندانش موبایل نمی‌خرید، فقط این گوشی را در خانه گذاشته بود تا همه از آن استفاده کنند. او از دختر می‌پرسد: با کی صحبت می‌کنی؟! دخترک جواب می‌دهد: فریبا یکی از همکلاسی‌هایم.
بعد از آن، مرد متعصب مشکوک، گوشی را برداشته و با اندک سواد خود شماره آخر را می‌گیرد؛ پسری پشت خط جواب می‌دهد؛ مرد بدون لحظه‌ای تأمل، گوشی را به دیوار می‌زند و با چوب، به جان زهرا، دختر ۱۸ ساله خود، می‌افتد، به گفته پزشکی قانونی، ۵ ضربه محکم به صورت و سر زهرا وارد شده که باعث خونریزی مغزی و مرگ او بوده است
مادر زهرا و برادران کوچکش وقتی عصبانیت پدر و ضربات چوب را می‌بینند که به سر زهرا می‌خورد، شروع به فریاد و کمک‌خواهی از همسایگان می‌کنند؛ دقایقی نگذشته که همسایه وارد خانه شده و حسینعلی را از پیکر بیجان دختر دور می‌کند.
گوشی موبایل کمی آن‌طرف‌تر افتاده است، به خاطر اینکه به دار قالی برخورد کرده بود صدمه‌ای ندیده و مرتب زنگ می‌خورد. همه  دور زهرا جمع شده‌اند و می‌بینند خون همه صورتش را گرفته؛ او را به بهداری شهر می‌رسانند، به محض رسیدن، به اتاق احیا برده می‌شود و پزشکان مرگ را ثبت می‌کنند.
حسینعلی هر شب در مسجد نماز می‌خواند، او در جلسات بسیج محل شرکت می‌کند، کارگر است اما به واسطه بسیجی بودن وضع مالی بدی ندارد، اما دچار آن‌چنان تعصب خشک و جاهلانه‌ای است که حتا چند لحظه نیندیشید ممکن است اشتباه کرده باشد؛ که کرده بود.
او نمی‌دانست آخرین شماره گرفته شده مربوط به خانه برادرزنش بوده و نیم ساعت قبل از زهرا، همسر حسینعلی با برادرش تلفنی صحبت کرده بود. او نمی‌دانست این زهرا نبوده که به فریبا زنگ زده، بلکه فریبا بوده که به موبایل زنگ زده بود و با زهرا صحبت می‌کرد. در لحظه مرگ زهرا، دایی او مرتب به موبایل زنگ می‌زد تا بپرسد چه کسی شماره او را گرفته و سریعاً قطع کرده.
زهرا امشب در کنار خانواده‌اش نیست، مادر او هنوز بی‌هوش است و در بیمارستان با داروهای آرام‌بخش به خواب رفته است. پدر در بازداشت است و نمی‌دانم با خود چه می‌گوید.
آیا آنانی که هر شب در مسجد محل برای حسینعلی و سایرین سخنرانی می‌کنند و او را به سمت تفکری بی‌مغز هدایت می‌کنند، سهم خود را از این جنایت می‌دانند؟!
در کشوری که من زندگی می‌کنم جنایت‌های این‌چنینی کم نیستند و جالب آنکه معمولاً جانیان این جنایات، تعصب را برای خود افتخار می‌دانند.
این خبر شاید انعکاس جهانی پیدا نکند، اما در شهر من در استانی محروم در ایران عزیزمان، دل‌های بسیاری را به درد آورده است، همه دنبال چاره می‌گردند و کم‌تر کسی راه‌حلی درست ارائه می‌دهد.»

-------------------------------------------------------------

بیشتر بخوانید:














-------------------------------------------------------------

دعوت از شما نجیب گرامی؛ در فیس‌بوک به ما بپیوندید:


معرفی و دانلود کتاب:

-------------------------------------------------------------