صفحات

‏نمایش پست‌ها با برچسب انتخابات 92. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب انتخابات 92. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۲ خرداد ۲۳, پنجشنبه

حسن روحانی، کاندیدایی که از نو باید شناخت! نماد نیرنگ نظام، رئیس جمهور نظام شد!




حسن روحانی، نماد نیرنگ نظام، 
رئیس جمهور نظام شد!

«نجواهای نجیبانه»: امروز صبح، نوشتاری مستند و روشنگر در مورد سوابق، کارنامه و نقاط تاریک و مبهم زندگی حسن روحانی در وبسایت «خودنویس» منتشر گردید. اما بعد از ظهر، این وبسایت توسط گروهی از به اصطلاح ارتش سایبری با نام «جهاد گمنام مجازی» و با این پیام که «هیچ حاشیه امنی برای یاوه‌گویان و مزدوران بیگانه نیست، هر کجا باشید»، هک گردید. بنا بر این، در راستای «یافتن راهی به رهایی از راه آگاهی» تصمیم گرفتم با اجازه مسئولان «خودنویس»، این نوشتار را در اینجا بازنشر دهم! درد برخاسته از فریب خوردن، یکی از سخت‌ترین دردهاست، و بسیاری تلاش می‌کنند سراب را آب نشان دهند، و قطعاً باید نسبت به افراد دورنگ و فریبکار، بیش‌ترین احتیاط را داشت؛ هر چند امیدوارم مردم ایران، درست‌ترین تصمیم را بگیرند و گرفتار دام پهن‌شده توسط فرصت‌طلبان نگردند و بار دیگر به مسلخ نروند و این سخنان حکیمانه را پیش رو داشته باشند که:

«عاقل از یک سوراخ، دو بار گزیده نمی‌شود»؛

«آزموده را آزمودن خطاست»؛

«رهایی، رایگان نیست»



متن کامل نوشتار به این شرح است:

حسن روحانی، کاندیدایی که از نو باید شناخت!

بخش تحلیل «خودنویس»: حسن فریدون، که بعد از انقلاب به «دکتر روحانی» معروف شده، چهره‌ای امنیتی است که نقش موثری در کنار هاشمی رفسنجانی در تداوم «دفاع مقدس» داشته است.

در کشورهای پیش‌رفته و دموکراتیک، رسانه‌ها از سیر تا پیاز مسائل مربوط به خانواده و روابط سیاسی و مالی و تصمیم‌گیری‌های کاندیداها در دوران نمایندگی و یا داشتن مسوولیت اداری و دولتی را منتشر می‌کنند.

اما حتی ویکی‌پیدیا هم که منبع تازه‌کارهای آنلاین است و از سوی بسیاری از محققین فاقد ارزش حرفه‌ای خوانده می‌شود، در باره خانواده حسن روحانی اطلاعی به خوانندگان نمی‌دهد. بسیاری از بخش‌های معرفی حسن روحانی به تازگی به ویکی‌پیدیای او اضافه شده است.

پسر حسن روحانی، اولین گمشده ویکی‌پیدیا و رسانه‌ها

این‌که تصور کنید مدیران رسانه‌هایی مثل بی‌بی‌سی فارسی تاکنون چیزی در مورد فرزند حسن روحانی نشنیده‌اند برای اهل فن محل تردید است.

دو منبع مختلف که در مقاطع مختلف همکار مرکز تحقیقات استراتژیک بوده‌اند، مرگ فرزند حسن روحانی به شکلی مشکوک را تایید کرده‌اند. بر اساس گفته‌های این منابع، دو بحث متفاوت در باره علل «خودکشی» فرزند حسن روحانی مطرح بوده است.

- نخست، لو رفتن انتقال اطلاعات محرمانه به مخالفان نظام از سوی فرزند حسن روحانی از طریق وزارت اطلاعات کشف شده و با آگاهی و اطلاع دادن به پدر، فرزند خودکشی «می‌شود».

- دوم، گرایش جنسی فرزند از سوی پدر تایید نشده و فرزند از ناراحتی خودکشی کرده است.
این منابع، گزینه دوم را بعید دانسته‌اند.

مجید محمدی که نخستین بار در سایت رادیو فردا به این مساله اشاره کرده بود نیز از همکاران سابق مرکز تحقیقات استراتژیک است.

در غرب، کاندیدایی که به جامعه دروغ بگوید و یا مسائل مهمی را از آنان پنهان کند، از سوی رسانه‌ها و افکار عمومی تحت فشار قرار می‌گیرد و معمولا کناره‌گیری می‌کند.

اما  مدیران رسانه‌هایی که در باره حسن روحانی سکوت کرده‌اند و احتمالا امیدی به انتخاب او دارند، طبیعتا از رسانه‌ خود برای کشف و انتشار واقعیت استفاده نمی‌کنند.

سکوت اکبر گنجی به عنوان گنجینه اطلاعات امنیتی که از مرگ‌های مختلف در پروژه‌های مرتبط با حجاریان پرده بر می‌داشت نیز محل تردید است. گنجی در حال حاضر «پروژه جلب آرا برای افزایش مشروعیت جمهوری اسلامی در جهت کاهش احتمال حمله نظامی» را دنبال می‌کند که این دیدگاه روز گذشته نیز از سوی آیت‌الله خامنه‌ای مورد تاکید قرار گرفت.




برادر حسن روحانی

حسین فریدون، برادر امنیتی حسن روحانی، چهره ناشناخته‌ای برای مردم اما شناخته شده برای اهل فن است. از او در زندگی‌نامه حسن روحانی در ویکی‌پیدیا چیزی نیامده است.

یک منبع امنیتی که در دهه ۶۰ در ایران شاغل بوده است، می‌گوید که حسین فریدون در دوران مسوولیت‌های اطلاعاتی و پس از آن، از قدرت خود برای سوء استفاده جنسی از همکاران زن استفاده می‌کرده است. یک همکار سابق حسین فریدون نیز این مساله را تایید کرده است. این همکار سابق معتقد است که حسین فریدون هیچ‌گاه در محل کار نگران پرونده‌دار شدن به خاطر «آزار جنسی» نبوده است.

گفته می‌شود حسین فریدون در دوران غیبت صغرای مهدی هاشمی(۱۳۸۸-۱۳۹۱)، برخی اطلاعات محرمانه را به فرزند ریاست مجمع منتقل کرده است. هنوز معلوم نیست که انتشار اطلاعات در باره ثروت خانواده خامنه‌ای که در سال ۱۳۸۸ از سوی مهدی هاشمی به چند نفر در خارج از کشور ارسال شد، با همکاری حسین فریدون تنظیم شده است یا نه، اما مهدی هاشمی تاکید کرده بود که کارشناسان سابق وزارت اطلاعات در تهیه این مدارک نقش داشته‌اند. بخش عمده همان مدارک و عکس‌ها بعدا از سوی یک کارگردان سینما منتشر شد.

کوی دانشگاه

در ویکی‌پیدیا، اگر «کوی دانشگاه» را جستجو کنید به این جمله می‌رسید: «در سومین مناظره انتخاباتی ۱۳۹۲، محمدباقر قالیباف، اظهار داشت که روحانی زمانی که شورای عالی امنیت ملی بوده است، به دانشجویان برای برگزاری یادبود کوی دانشگاه مجوز نداده است. اما روحانی در جواب گفت: «شما گفتید این‌ها را بیاوریم و بعد گاز انبری کار را تمام کرده و دستگیرشان کنیم که من مخالف بودم.»

این در حالی‌ است که حسن روحانی در تاريخ ۲۳ تيرماه سال ۱۳۷۸، سخنراني خود تهديد به كشتن و نابود كردن «مخالفان» کرده بود.

علی افشاری، از اعضای اصلی دفتر تحکیم وحدت در سال ۱۳۷۸، درباره حسن روحانی می‌نویسد: «او در ۲۳ تیر ماه  ۷۸ سخنرانی تندی را بر علیه معترضین و جنبش دانشجویی  ایراد کرد و فرمان حمله سازمان یافته گروه های فشار و دستگیری‌های فله‌ای  دانشجویان  را صادر نمود.»

سرکوب گسترده دانشجویان در روز ۲۳ تیر ۱۳۷۸ با هماهنگی کامل سپاه پاسداران و شورای عالی امنیت ملی انجام گرفت.

تصفیه ارتش

حسن روحانی از جمله عوامل تصفیه ارتش در پادگان‌ها در ابتدای انقلاب شناخته می‌شود. در ویکی‌پیدیا اما، نوشته شده: «با پیروزی انقلاب، حسن روحانی در نخستین اقدام در سال ۱۳۵۸، به ساماندهی ارتش آشفته و پادگان‌های از هم پاشیده پرداخت.» رئیس کمیسیون دفاع مجلس اول و دوم فرماندهی پدافند هوایی، جانشینی فرماندهی جنگ، و ریاست ستاد قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا را نیز بر عهده داشته است.

حسن روحانی به همراه هاشمی رفسنجانی از جمله عوامل تداوم جنگ ایران و عراق بوده است.

مدرک‌سازی یا مدرک‌بازی

بزرگ‌ترین سودی که نصیب حسن روحانی شده، ناشناخته ماندنش برای حامیان خاتمی و هاشمی است. گرچه حامیان هاشمی بدون توجه به جنایت‌ها و فساد حاکم بر دولت و گزارش‌های بین‌المللی در مورد فساد مالی و سوءاستفاده از قدرت در خانواده‌اش، به حمایت از او ادامه می‌دهند. پس اینکه حامیان یک  متهم به جنایت، تداوم جنگ، سوء استفاده کننده از قدرت از حسن روحانی هم حمایت کنند، جای تعجبی باقی نمی‌گذارد.

کسانی که تنها به زندگی‌نامه «روحانی» در ویکی‌پیدیا اکتفا می‌کنند، هنوز متوجه نقاط قابل تردید درباره او نشده‌اند.
در زندگی‌نامه حسن روحانی در ویکی‌پیدیا آمده است: «حسن روحانی، نایب رئیس مجلس شورای اسلامی در دوره چهارم و دوره پنجم و دبیر شورای عالی امنیت ملی از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۸۴ بوده است.» به این ترتیب، او از سال ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۹ به طور مرتب هم در مجلس حضور داشته و هم در شورای عالی امنیت ملی. تبدیل سال شمسی به میلادی این سال‌ها، سخت نیست. به عبارت بهتر، حسن روحانی از سال ۱۹۸۹ تا ۲۰۰۵، دبیر شورای عالی امنیت ملی بوده است و از ۱۹۹۲ تا سال ۲۰۰۰، عضو ثابت هیأت رئیسه مجلس.

 کسانی که به مدرک «حسن فریدون» در دانشگاه کالدونین اکتفا کرده‌اند معتقدند که این فارغ‌التحصیل فوق لیسانس در سال ۱۹۹۳ و گیرنده مدرک دکترا در ۱۹۹۹، بدون شک دانشجوی این دانشگاه بوده است.

هنوز هیچ منبعی، عکس‌های «حسن فریدون» در دوران تحصیل در اسکاتلند را منتشر نکرده است که معلوم کند «حسن فریدون» مورد اشاره در مدارک دانشگاه کالدونین که اتفاقا در سال ۱۹۹۳ تأسیس شده، با حسن روحانی یکی است. اینکه کسی در سال افتتاح دانشگاه بتواند از آن مدرک فوق لیسانس بگیرد از نقاط قابل بررسی تحصیلات تکمیلی است.
اطلاعات در باره دانشگاه کالدونین به زبان فارسی به تازگی بر روی ویکی‌پیدیا قرار گرفته است و به نظر می‌آید از سوی حامیان «دکتر روحانی» است.

اما در فیلم تبلیغاتی حسن روحانی، ادامه تحصیل او قبل از انقلاب ذکر شده است.

مدرک‌سازی و یا نوشتن رساله‌های تحصیلات تکمیلی حتی در خارج از کشور مسبوق به سابقه است. بر اساس گفته‌های یک منبع نزدیک به دولت آمریکا، نوشتن رساله دکترای یکی از دستیاران سابق «دکتر روحانی» به یکی از کارشناسان شناخته شده حوزه ایران سفارش داده شده بود.


منبع: وبسایت «خودنویس»


پی‌نوشت (نجواهای نجیبانه):

متن نامه خودکشی پسر حسن روحانی

این متن نامه‌ای است که از پسر حسن روحانی پس از خودکشی در لندن در سال ۱۹۹۲ به جای مانده است؛ این نامه توسط مراجعین پناهندگی در اختیار روزنامه‌ها قرار گرفت. در ابتدا روزنامه‌ها اعلام کرده بودند دلیل خودکشی، مسائل عشقی بوده است، اما بعدها این نامه در روزنامه عربی «الشرق الأوسط» به چاپ رسید که مشخص می‌کرد دلایل خودکشی او نه مسائل عشقی که مرتبط با پدر و کارنامه سیاه و تباه او بوده است:

«من از دولت شما، دروغ شما، فساد و دین‌تان متنفرم؛ من از این زندگی این‌چنینی شرم دارم؛ من مجبورم به دوستانم مرتب دروغ بگویم که پدرم شریک چنین وضعی نیست و مردم را دوست دارد، در حالی که این دروغ است. از اینکه پدرم دست‌بوس خمینی می‌شود احساس بیماری می‌کنم.»

حسن روحانی برخورد تندی با خودکشی پسرش از خود نشان داد و آن را خلاف دین اسلام خواند؛ اما پیکر فرزندش را در نزدیکی مزار خمینی به خاک سپرد.

آیا کسی که در مدیریت خانه و فرزندان خود، این‌گونه شکست‌خورده و حقیر و ناکامیاب است، در مدیریت ایران و ایرانیان، کامیاب و سربلند خواهد شد؟! پاسخ با شما و تاریخ...؛ اما درس دوران می‌گوید که:


آزموده را آزمودن خطاست!


بمب‌گذاری مرکز یهودیان آرژانتین

همچنین طبق اخبار منتشرشده، بر اساس کیفرخواست رسمی دادستان آرژانتین، حسن روحانی عضو کمیته شش نفره‌ای بود که بمب‌گذاری مرکز یهودیان در بوینس آیرس آرژانتین را تصویب کردند. در این بمب‌گذاری، در سال ۱۹۹۴ (۱۳۷۳۸۵ نفر کشته شدند. علی خامنه‌ای، اکبر هاشمی رفسنجانی، علی‌اکبر ولایتی، اصغر حجازی و علی فلاحیان اعضای دیگر این کمیته بودند.


-----------------------------------------

نوشتارهای مرتبط:











-------------------------------------------------------------

دعوت از شما نجیب گرامی؛ در فیس‌بوک به ما بپیوندید:


معرفی و دانلود کتاب:

-------------------------------------------------------------


بر اساس بیانیه تحلیلی بسیج، شرکت در انتخابات یعنی تأیید تحریم‌ها، رد تقلب در انتخابات ۸۸ و تثبیت اعتماد به جمهوری اسلامی




بر اساس بیانیه تحلیلی بسیج، شرکت در انتخابات یعنی:
تأیید تحریم‌ها،
رد تقلب در انتخابات ۸۸
و تثبیت اعتماد به جمهوری اسلامی

چکیده:
فارغ از اینکه به کدام‌یک از افراد مهندسی‌شده در هندسه انتخابات رأی داده شود، آیا از این واضح‌تر می‌توان نتیجه گریزناپذیر مشارکت در انتخابات را بیان داشت؟! ما بارها از این سوراخ، گزیده شده‌ایم و هر بار، دوباره بر سر همین گور، گریه می‌کنیم!
دوستان گرامی! آری، هدف همه ما یکی است: آزادی، دموکراسی و حقوق بشر؛ اما گاهی مسیر را اشتباه می‌بینیم یا نادرست بر ما نمایان می‌سازند، سراب را آب نبینیم!

بر اساس گزارش خبرگزاری فارس، در بیانیه سازمان بسیج مستضعفین در مورد انتخابات، آمده است: «۲۴ خرداد ۹۲ که روز پیروزی جبهه انقلاب اسلامی در برابر نظام سلطه خواهد بود یک بار دیگر دنیا، شاهد حماسه‌آفرینی ملت ایران خواهد بود. ملت ایران خواهند آمد تا پاسخ دو طایفه شیطانی را بدهند. اولاً آمریکایی که اعلام کرد «تحریم می‌کنم تا مردم را از نظام جدا کنم» شاهد حضور شگفت‌انگیز ایرانیان بوده و شکستی سخت نصیب استکبار خواهد شد. ثانیاً کسانی که با ادعای تقلب در سال ۸۸، سلامت نظام انتخاباتی را زیر سؤال برده و تلاش کردند تا با این ادعا، مردم را از آمدن پای صندوق‌های رأی منصرف و نسبت به مشارکت در انتخابات دلسرد کنند با حضور حداکثری، پاسخ کوبنده خود را از ملت دریافت خواهند کرد. اگرچه حضور انبوه مردم در انتخابات مجلس دهم، فتنه‌گران را رسوا کرد، اما حضور حیرت‌انگیز ۲۴ خرداد ۹۲ با شور و حماسه‌ای افزون، بصیرت بالای ملت و اعتماد عمیق آنان را به نظام اثبات نموده و نام ایران اسلامی را برای همیشه تاریخ در قلوب بشریت به اهتزاز در خواهد آورد.»
در بخش دیگری از این بیانیه آمده است: «یقیناً حضور حداکثری پای صندوق‌های رأی موجب افزایش اقتدار ملی، قدرت چانه‌زنی و حقانیت کشورمان در عرصه‌های بین‌الملی و شتاب در نتیجه‌بخشی قیام‌های مردمی در سراسر جهان گشته و هر رأی، رأیی دوباره به جمهوری اسلامی خواهد بود. بی‌شک، هر ایرانی با هر سلیقه، با حضور هوشمندانه در روز انتخابات، اعتماد به نظام مقدس ایران اسلامی را بار دیگر تثبیت نموده و برائت عملی و علنی خویش را از اقدام فتنه‌گران برای زیر سؤال بردن نظام انتخاباتی، اعلام می‌نمایند که در این میان، انتخاب اصلح نیز مبتنی بر معیارها و شاخصه‌های مقام معظم ولایت مورد تأکید است، تا رئیس جمهوری سکان اجرایی کشور را به دست گیرد که مایه افتخار اسلام و ولایت و خار چشم دشمنان بوده و مجری تحقق تمدن نوین اسلامی باشد.»

اما سخنی با کسانی که به هر دلیل و انگیزه، قصد مشارکت در این انتخابات نمایشی را دارند: فارغ از اینکه به کدام‌یک از افراد مهندسی‌شده در هندسه انتخابات رأی داده شود، آیا از این واضح‌تر می‌توان نتیجه گریزناپذیر مشارکت در انتخابات را بیان داشت؟! ما بارها از این سوراخ، گزیده شده‌ایم و هر بار، دوباره بر سر همین گور، گریه می‌کنیم!
دوستان گرامی! آری، هدف همه ما یکی است: آزادی، دموکراسی و حقوق بشر؛ اما گاهی مسیر را اشتباه می‌بینیم یا نادرست بر ما نمایان می‌سازند، سراب را آب نبینیم!

«عاقل، از یک سوراخ، دو بار گزیده نمی‌شود!»

«آزموده را آزمودن خطاست!»

«رهایی، رایگان نیست!»

-----------------------------------------

نوشتارهای مرتبط:













-------------------------------------------------------------

دعوت از شما نجیب گرامی؛ در فیس‌بوک به ما بپیوندید:


معرفی و دانلود کتاب:

-------------------------------------------------------------


۱۳۹۲ خرداد ۲۱, سه‌شنبه

باز هم خیانت محمد خاتمی: مردم مظلوم هستند، ولی انقلاب مظلوم‌تر است!


باز هم خیانت محمد خاتمی:
مردم مظلوم هستند، ولی انقلاب مظلوم‌تر است!

نگاهی گذرا به اولویت‌های محمد خاتمی، هاشمی رفسنجانی و
گروه‌های موسوم به اصلاح‌طلب و اعتدال‌گرا

عباس خسروی فارسانی

بر اساس خبری که در وبسایت محمد خاتمی منتشر شده است، او در دیدار با نامزدهای اصلاح‌طلب شوراهای اسلامی شهر و روستا گفته است: «کسانی که گرایش به اصلاحات و عقلانیت دارند به صحنه بیایند. امیدوارم که اجرای انتخابات به روش عقلانی و سنجیده باشد که نتیجه همان باشد که مردم می‌خواهند. مردمی که به صحنه می‌آیند هم در وجدان خود و هم نزد خدا روسفیداند و هم ان شاء الله نتیجه انتخابات به نفع کشور و جامعه باشد و بیش از همه انقلابی که این همه برایش خون داده شده و سرمایه گذاشته شده است سود می‌برد و من معتقدم مردم مظلوم هستند، ولی انقلاب مظلوم‌تر است که ارزش‌های والایش گاه تحریف و از آن سوء استفاده می‌شود. امیدواریم نتیجه انتخابات این باشد که از تهدیدها جلوگبری کند و ارزش‌های انقلاب که از مهم‌ترین آنها حاکمیت مردم بر سرنوشت است تحقق یابد و جایگاه ما را در عرصه جهانی بالا ببرد و مشکلات کمرشکن مردم کم شود»
البته این تنها مورد از این دست نیست که در سخن آقایان به اصلاح‌طلب حکومتی، نظام، اسلام و انقلاب، بر مردم اولویت و برتری دارد؛ نمونه‌های فراوانی از این‌گونه سخنان و اولویت‌بخشی را می‌توان در دیدگاه‌های محمد خاتمی، هاشمی رفسنجانی و دیگران مدعیان اعتدال و اصلاح‌طلبی دید. که در ادامه به برخی دیگر از این موارد، اشاره می‌کنم:

هاشمی‌رفسنجانی: «باید انقلاب و نظام اسلامی را حفظ کنیم...؛ همان زمان که اصرارها برای حضورم در انتخابات زیاد بود در پاسخ می‌گفتم تمام موانع و اسراری را که می‌دانم نمی‌توانم بازگو کنم، ولی به دلیل افزایش فشارها، نخواستم فردی مستبد به رأی باشم و ثبت‌نام کردم و قصدم در مرحله اول کمک به خلق حماسه سیاسی مورد نظر رهبری معظم انقلاب و در مرحله دوم در صورت توفیق، خدمت به مردم بود.»

بیانیه حضور هاشمی رفسنجانی در انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری: «من آبرو و اعتبارم را که در طول نیم قرن گذشته از انقلاب اسلامی و مردم گرفته‌ام برای اسلام، انقلاب و مردم و اعتلای میهن به دست می‌گیرم و با تأکید بر اعتدال علوی که چپ و راست، افراط و تفریط را ضلالت و گمراهی می‌داند، پا به میدان می‌گذارم»؛

محمدرضا عارف نیز در مناظره سوم، ظلم به نظام را به صورت قطعی تأیید کرد، اما از ظلم به مردم و کشته‌شدگان حوادث پس از انتخابات سال هشتاد هشت سخنی به میان نیاورد؛ در این مناظره سعید جلیلی در ارتباط با حوادث پس از انتخابات، خطاب به محمدرضا عارف گفت: «آیا قبول ندارید که ظلم بزرگی به نظام شد؟»؛ محمدرضا عارف نیز در پاسخ به جلیلی گفت: «قطعاً قبول دارم که ظلم به نظام شد، ظلمی که در تاریخ ثبت شد، اما باید سهم تک تک گروه‌ها را مشخص کنیم و علل را ریشه‌یابی کنیم.»

حسن روحانی: «به قول فوکو، مردم ایران اصلاحات مد نظر خود را در اسلام و انقلاب اسلامی یافتند. در این انقلاب، اجرای احکام اسلام و خواسته‌های مردم تجلی یافت. مردم از مرزهایی عبور کردند که برای قدرت‌های جهانی باورکردنی نبود. انقلابی که به غرب و شرق اعتنایی نداشت و در مسیر استقلال و راه حق به نهضت و مبارزه خود تا پیروزی ادامه داد.»

اما ای کاش این آقایان که دائم در سخنان آنان، نظام و انقلاب بر مردم اولویت دارد، این «نظام» و «انقلاب» را به ما نشان دهند. آخر مگر این هویت‌های انتزاعی چه واقعیتی را در بر دارند که این‌گونه در سخنان این دروغ‌گویان، تزویرگران و خیانتکاران بر مردم اولویت می‌یابند؟ نظام و انقلابی که مردم را نداشته باشد، دیگر وجود ندارد. نظام و انقلاب، مرده است و فقط باید منتظر دفن آن در گورستان تاریخ باشیم. این مردم گوشت و پوست و خون و استخوان دار هستند که واقعیت ملموس و عینی دارند، درد واقعی دارند، زجر می‌کشند، رنج می‌برند و...؛ دروغ بس است! تزویر بس است! خیانت بس است! جنایت بس است!
تردید نکنیم که خیانت‌ها و جنایت‌های افرادی چون هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی در حق ایران و ایرانیان بسی بیش‌تر از خیانت‌های خامنه‌ای و خمینی است. اینان نه «اصلاح‌طلب» که «مصلحت‌طلب» هستند و در نگاه آنان، مصلحت نظام، که به معنای خودشان است، هزاران بار بر مصلحت مردم، اولویت و برتری دارد و «حفظ نظام، از اوجب واجبات است»؛ تا کی می‌خواهیم فریب بخوریم؟! تا کی؟!

«آزموده را آزمودن خطاست!»

«عاقل، از یک سوراخ، دو بار گزیده نمی شود!»

«رهایی، رایگان نیست!»

-----------------------------------------

نوشتارهای مرتبط:










-------------------------------------------------------------

دعوت از شما نجیب گرامی؛ در فیس‌بوک به ما بپیوندید:


معرفی و دانلود کتاب:

-------------------------------------------------------------



۱۳۹۲ خرداد ۱۸, شنبه

تحریم و انتخاب بهترین گزینه موجود، با کم‌ترین رأی ممکن


یک پیشنهاد استراتژیک برای انتخابات ریاست جمهوری:

تحریم فعال و هدفمند
و انتخاب بهترین گزینه موجود، با کم‌ترین رأی ممکن

م. آزاد

چکیده
این دوره بهترین زمان برای به چالش کشیدن حاکمیت فعلی فرا رسیده است و تمامی کسانی که می‌خواهند نظام فعلی را به چالش بکشند باید متحد شده و در دام دوقطبی‌های فرمایشی حاکمیت نیفتاده و البته این بار با اراده و عزم و اتحاد خود دوقطبی جدیدی در جامعه تعریف نمایند که همانا شرکت کردن و شرکت نکردن در انتخابات باشد؛ و بدین وسیله انتخابات امسال را به صحنه رفراندوم دوباره نظام جمهوری اسلامی ایران که البته دیگر به هر چیز شبیه است جز «نظام» تبدیل نمایند. این دوقطبی، به نوعی رفراندوم نظام فعلی خواهد بود: جمهوری اسلامی «آری» یا «نه». قابل توجه تمامی کسانی که مدام فریاد برگزاری رفراندوم سر می‌دهند، شاید بهترین زمان برگزاری رفراندوم فرا رسیده است.



«شادی، آبادی، آزادی همه از رویش اندیشه ماست.
ریشه‌ها می‌گویند ما تواناتر از آنیم که می‌پنداری»

میزان مشارکت مردم در هر انتخابات، مخصوصاً انتخابات ریاست جمهوری، همواره چالش اصلی نظام بوده که خواسته تمام مشکلات و ضعف‌های خود را در پوشش این مشارکت ظاهری در نظر جامعه جهانی و مخالفان خود بپوشاند. مخصوصاً که مدام در تمام انتخابات تبلیغ می‌گردد که تمام کسانی که در انتخابات شرکت نموده‌اند نظام را قبول دارند.
بنا بر این، حاکمیت هموراه سعی نموده انتخابات را به گونه‌ای مدیریت نماید که اولاً دوقطبی شدید درون‌گروهی اتفاق افتاده و با این ترفند حداکثر مشارکت را از مردم بگیرد، متأسفانه حتی کسانی که مخالف نظام‌اند بارها ناخواسته در این میدان، بازی خورده‌اند؛ در مرحله دوم هم سعی نموده گزینه مطلوب خود را حتی از بین گزینه‌هایی که با نظارت شدید از فیلتر شورای نگهبان عبور نموده‌اند از صندوق خارج نماید. حتی اگر در گام دوم در برهه‌هایی موفق نبوده اما موفقیت نسبی در گام اول بسیاری از اهداف اصلی حاکمان اقتدارگرا را جامه عمل پوشانده است.
با توجه به رخدادهای پیش‌آمده در جامعه مخصوصاً در سال‌های اخیر، به نظر می‌رسد این دوره بهترین زمان برای به چالش کشیدن حاکمیت فعلی فرا رسیده است و تمامی کسانی که می‌خواهند نظام فعلی را به چالش بکشند باید متحد شده و در دام دوقطبی‌های فرمایشی حاکمیت نیفتاده و البته این بار با اراده و عزم و اتحاد خود دوقطبی جدیدی در جامعه تعریف نمایند که همانا شرکت کردن و شرکت نکردن در انتخابات باشد («شرکت کردن یا شرکت نکردن؛ مسأله این است») و بدین وسیله انتخابات امسال را به صحنه رفراندوم دوباره نظام جمهوری اسلامی ایران که البته دیگر به هر چیز شبیه است جز «نظام» تبدیل نمایند. این دوقطبی، به نوعی رفراندوم نظام فعلی خواهد بود: جمهوری اسلامی «آری» یا «نه». قابل توجه تمامی کسانی که مدام فریاد برگزاری رفراندوم سر می‌دهند، شاید بهترین زمان برگزاری رفراندوم فرا رسیده است.
البته این تحریم و عدم مشارکت باید بسیار فعالانه و هدفمند صورت گیرد نه منفعلانه و صرفاً تماشاگر، مانند انتخابات ۸۴، تا خروجی آن به نفع آینده ایران نیز باشد و با خروجی بدترین گزینه موجود، ایران را با چالش‌های وحشتناک روبرو نسازد. ای کاش در آن دوره نیز، تحریمی فعال و هدفمند داشتیم!



در این استراتژی، مردم به دو دسته یا قطب تقسیم می‌شوند:
دسته یا قطب اول: کسانی که مخالف نظام حاکم فعلی بوده و می‌خواهند آن را به چالش بکشند، بالطبع انتخابات را تحریم نموده و در انتخابات فرمایشی و غیرآزاد شرکت نمی‌کنند و برای این تحریم خود ده‌ها دلیل مستند دارند.
دسته یا قطب دوم: کسانی که به هر دلیل، تمایل به شرکت در انتخابات دارند، چه کسانی که واقعاً به هر دلیل این نظام را با همین چارچوب‌های ذهنی خویش دوست دارند و یا اصلاً ممکن است دلایل دیگری برای شرکت داشته باشند.
باید دسته اول یعنی مخالفان وضعیت فعلی مخصوصاً آگاهان و تحصیل‌کردگان آن بسیار فعال شده و با آگاهی‌رسانی در جامعه به‌صورت کاملاً عقلانی و منطقی و مستند مردم را به عدم شرکت در انتخابات و تحریم آن و برگزاری نمادین رفراندوم تشویق نمایند و در عین حال، اگر با گروه‌هایی از دسته دوم مواجه شدند که مجاب به تحریم نشدند آنان را با آگاهی‌رسانی های عقلانی و منطقی و ارائه شواهد مستند خود در جهت انتخاب درست و بهترین گزینه ممکن یاری نمایند تا در غیاب تحریم‌کنندگان، خروجی رأی‌دهندگان هم بهترین گزینه ممکن برای مردم و بدترین گزینه برای حاکمیت اقتدارگرا باشد؛ و بدین طریق، تمام بازی‌های سیاسی و رسانه‌ای حاکمیت را به هم زنند. توجه گردد با توجه به یکی نبودن طیف فکری دو گروه، تلاشی مضاعف را می‌طلبد و مخصوصاً افراد موجه و تحصیل‌کرده که از اعتبار بالایی در اطرافیان و دوستان و خویشان خود برخوردارند، باید به میدان آمده و هر آنچه را که می‌توانند دریغ ننمایند. از این منظر نیز بسیار باورپذیر و منطقی است که گزینه‌های میانه‌رو و عاقل‌تر مقبول نظام، بیش‌تر به نفع نظام‌اند تا افراطیونی که با افراط‌گری‌های خود نظام را به لبه پرتگاه و سقوط نهایی خواهند برد. در حالت معمول نیز حتی طرفداران نظام بیش‌تر به دنبال افراد عاقل و منطقی و میانه‌رو می‌باشند تا افراطی و فقط در فضای دوقطبی‌های کذایی است که افراطیون جولان داده و نظر قسمتی از طرفداران نظام را از ترس روی کار آمدن قطب مخالف ساخته شده به خود جلب می‌نمایند. بر ماست که با تدبیر و دوراندیشی خود با عوض کردن زمین بازی در این دام نیفتاده و این روش‌های کثیف حاکمیت خنثی گردد.



باید در اولین فرصت ممکن از تمامی دوستان، اقوام و کسانی که مجاب شدند و به ما پیوستند بخواهیم همین موضوع را نشر دهند و شبکه‌های اجتماعی را به وجود آوریم که به سرعت رشد نماید و سراسر ایران را فرا گیرد و موج اولیه به حرکت درآید. تاریخ انتخابات گذشته نشان داده هر گروهی موج انتخابات را به دست گیرد جبهه خاکستری و بی‌طرف و غیرسیاسی جامعه نیز به سرعت همراه او می‌شود و موج قوی‌تر و اصلی و مسلط انتخابات را شکل خواهد داد که نمونه‌های آن را در انتخابات ۲ خرداد ۷۶ و ۳ تیر ۸۴ با دو جهت مخالف هم، به عینه مشاهده نموده‌ایم.
به طور میانگین حتی اگر یک میلیون نفر به صورت فعال وارد شده و علاوه بر کسانی که به تحریم دعوت می‌نمایند، هر کدام از بین دوستان و خویشان خود، رأی ۱۰ نفر رأی‌دهنده را به سمت گزینه مطلوب و نهایی تغییر دهند، مجموعاً ۱۰ میلیون رأی خواهد شد که پتانسیل عظیمی برای رأی بهترین گزینه خواهد بود و البته دو برابر معمول ارزشمند است چرا که از سبد آراء رقبا کاسته و به سبد آراء بهترین گزینه می‌افزاید. همچون رقابت دو تیم فوتبالی می‌ماند که در بازی رودررو برای قهرمانی در لیگ می‌جنگند و برد هر کدام هر چند ظاهراً ۳ امتیازی است اما چون از سبد رقیب برداشته می‌شود ۶ امتیاز ارزش دارد.
در این استراتژی نقطه مطلوب ما شرکت کم‌تر از ۲۰ میلیون نفر در انتخابات است (کمتر از ۴۰ درصد واجدین شرایط)که بهترین گزینه موجود ۱۰ میلیون رأی بیاورد یعنی ۷۰-۶۰ درصد آراء. و هرچه این تعداد آراء و درصد مشارکت کم‌تر و رأی و درصد گزینه مطلوب مردم بیش‌تر باشد ما به هدف خود نزدیک‌تر شده‌ایم.
این خود باعث می‌شود که اولاً گزینه مطلوب و بینابینی که می‌تواند ما را از این وضعیت فلاکت‌بار نجات دهد انتخاب شود اما با آراء پایین که هم پیام مردم را به عدم مشروعیت و مقبولیت نظام و ساز و کار انتخابات فرمایشی و مهندسی‌شده به جامعه جهانی و حاکمیت و حتی طرفداران افراطی و متوهم حاکمیت برساند و هم از بین گزینه‌های موجود، گزینه عاقل‌تری را سر کار بیاورد تا بتوانیم بدون جنگ و درگیری مراحل گذار به دموکراسی را طی نماییم.
یکی از بهترین روش‌های تبلیغ این «تحریم فعال و هدفمند» این است که ابتدا گزینه مطلوب و نهایی شناسایی شده و همگی روی آن اجماع نماییم سپس این گزینه به مردم معرفی شده و مدام تبلیغ گردد که «رأی به فلانی (منظور بهترین گزینه موجود و اجماع شده اکثریت) رأی به نظام است و باعث تثبیت و تداوم نظام می‌گردد» تا هم مخالفین را در جهت عدم مشارکت تشویق نماییم و هم در جهت هدایت دوستداران نظام به سمت بهترین گزینه ممکن آگاهی‌رسانی کرده باشیم.
جمله قصار آیت الله خامنه‌ای نیز در مراسم ۱۴ خرداد ۹۲ یعنی: «رأی به هریک از ۸ نامزد؛ رأی به جمهوری اسلامی و رأی به اعتماد به نظام و ساز و کار انتخابات است» بهترین انگیزه و دلیل برای مخالفین وضعیت فعلی جهت تحریم انتخابات است. مطمئناً حاکمیت مشارکت مردم را چماقی خواهد ساخت برای کوبیدن بر فرق معترضین و زندانیان و حصرشدگان عزیز انتخابات ۸۸ که بیایید و ببینید که اکثریت مردم با حضور خود در پای صندوق‌های رأی، به نظام و ساز و کار انتخاباتی اعتماد کامل دارند و معترضین و زندانیان و حصرشدگان انتخابات ۸۸ همه پربیراه می‌گفتند و چه بسا، فشارهای وارده بر این عزیزان را بیش‌تر نماید. لطفاً این هشدار را جدی بگیریم.
این استراتژی «تحریم فعال و هدفمند» یک استراتژی «برد-برد» نیز می‌باشد؛ هم برای اکثریت مردمی که مخالف نظام‌اند و هم برای اقلیتی که دوستدار نظام‌اند و در پی اصلاح آن، چرا که شاید سال‌های پیش رو آخرین فرصت برای اصلاح نظامی باشد که بسیاری از پایه‌های خود و اعتماد عمومی جامعه را از دست داده است. البته فقط باید مواظب باشیم در این انتخابات رأی خود را به اشتباه و با ترفندهای انتخاباتی نامزدها در سبد اشتباه نریزیم. بعضی نامزدها شاید با پی بردن به جو جامعه بخواهند با اتخاذ حرف‌های عامه‌پسند و با رویکرد ضد روحانیت و ضد نظام و با صحبت‌های جنجالی و افراطی خود علیه حاکمیت و روحانیت، آراء اکثریت مخالف نظام را به سبد خود واریز نمایند، غافل از اینکه این فریبی بیش نیست و رأی ما قبل از آنکه به سبد آن نامزد ریخته شود به سبد نظام فعلی و تأیید ساز و کار انتخابات ریخته خواهد شد.



مهم‌ترین مزایای استراتژی «تحریم فعال و هدفمند» («انتخاب بهترین گزینه موجود، با کم‌ترین رأی ممکن»):
۱- این حرکت جمعی باعث همبستگی و وحدت ملی جهت یک اعتراض مدنی و بدون خشونت به رویه‌های جاری در حاکمیت است و به نوعی نمادی از وحدت ملی را تداعی خواهد کرد.
۲- بهترین بستر جهت برگزاری رفراندوم و نه به نظام فعلی است، که از شعار اصلی آن یعنی «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» دیگر نه از استقلال آن چیزی مانده و نه از آزادی‌اش، نه از جمهوریتش و نه حتی به تعبیری از اسلامیتش.
۳- بهترین علامت و نه به افراطیون و افراط‌گری‌های امروز حاکم بر جامعه است.
۴- باعث می‌شود بسیاری از مخالفین و معترضین وضعیت فعلی جامعه در یک فرآیند مدنی، یکدیگر را پیدا نموده و از گسترده شدن فضای یأس و ناامیدی در بین توده آنان جلوگیری نماید.
۵- باعث دمیده شدن روح امید در جبهه مخالفان و منتقدین میانه‌رو حاکمیت می‌گردد که به دنبال روش‌های اعتراضی گسترده و مدنی می‌باشند. بدین وسیله چراغ امید را در دل ملت در جهت تغییر از درون و فشار بر حاکمیت تا رسیدن به حقوق بر حق خویش روشن خواهد ساخت.
۶- نقطه شروع و محرک جنبش‌های مدنی خفته و حتی جدید خواهد شد.
۷- برعکس تفکر عده‌ای، احتمال رخداد جنگ را کاهش خواهد داد؛ (دلایل آن در جواب به پرسش‌های نهایی خواهد آمد)
۸- ترمزی خواهد بود بر افراط‌گرایی‌های حاکمان اقتدارگرا و تمامیت‌خواهی که برداشتی غلط از جامعه دارند و اکثریت مردم را حامی خود می‌پندارند و از سقوط جامعه به ورطه افراط‌گری‌های بیش‌تر و هولناک‌تر جلوگیری می‌کند. متأسفانه جمله اخیر رهبر در سخنرانی خود در مراسم ۱۴ خرداد امسال، عمق این برداشت و توهم غلط را از وضعیت جامعه نشان می‌دهد.
۹- استراتژی برد-برد برای مخالفین نظام و موافقین دلسوز نظام است و بی‌شک برد نهایی ایران و ایرانیان در آن نهفته است.
۱۰- ادای دینی خواهد بود به خون بسیاری از شهیدانی که خونشان را برای آرمان‌هایی فدا کردند که دیگر امروز هیچ نشانی از آن آرمان‌ها مشاهده نمی‌گردد.


و اما پاسخ به چند پرسش کلیدی:
۱- آیا این استراتژی که مشارکت را پایین می‌آورد، غرب را جری‌تر نکرده و احتمال جنگ را افزایش نمی‌دهد؟
پاسخ: اتفاقاً برعکس، این استراتژی احتمال جنگ را بسیار کاهش می‌دهد. جنگ همیشه به خاطر هزینه‌ها و عواقب وحشتناک و غیر قابل کنترل آن به عنوان آخرین گزینه برای غرب مطرح بوده است و زمانی که غرب به این نتیجه برسد که اراده‌ای قوی و متحد در داخل کشور شکل گرفته تا از درون در سیاست‌ها و بلندپروازی‌های حاکمیت، تغییر به وجود آورده، هیچ وقت به سراغ جنگ نخواهد رفت، بلکه از تمامی امکانات مدنی و غیرنظامی خود همچون رسانه‌های عمومی، روابط دیپلماتیک، تشدید تحریم‌های تأثیرگذار بر حاکمیت و در مقابل لغو تحریم‌های تأثیرگذار بر توده ملت (نمونه اخیر آن را در لغو تحریم‌های فروش موبایل و کامپیوتر می‌توان مشاهده نمود) به کمک مردم خواهد شتافت، چرا که تغییرات از درون، هم کم‌هزینه‌ترند و هم پردوام‌تر.
اما اگر ببیند که مردم هنوز هم اسیر دستگاه‌های تبلیغاتی نظام‌اند و به نوعی خواسته و ناخواسته از سیاست‌های افراطی نظام طرفداری می‌کنند و امید هیچ تغییری در بلندپروازی‌های حاکمیت نیست، چه بسا تنها راه را در فشارها و تحریم‌های گسترده‌تر بر حاکمیت و مردم به صورت توأمان ببیند و در نهایت هم، حمله نظامی را علی‌رغم هزینه‌ها و عواقب وحشتناک آن انتخاب نماید.

۲- آیا اگر به هر دلیل اتفاقات ناخواسته و پیش‌بینی‌نشده رخ داده و جهت پرشور شدن انتخابات و خلق حماسه سیاسی، افراد جدید مانند آیت‌الله هاشمی وارد صحنه انتخابات شوند، باز هم این استراتژی، کارائی دارد؟
پاسخ: این استراتژی در این صورت هم جواب خواهد داد و چه بسا بهتر و مؤثرتر نیز می‌باشد. دیگر نیازی به تلاش برای پیدا کردن گزینه ائتلافی و اجماعی نیز نمی‌باشد و گزینه اجماعی به راحتی همان آیت‌الله هاشمی خواهد بود؛ و شعار ما نیز این خواهد شد: «رأی به هاشمی رأی به نظام است و باعث تثبیت و تداوم نظام می‌گردد»؛ چرا که انتخاب آیت‌الله هاشمی نیز با کم‌ترین رأی ممکن، بهترین پیام مردم به ایشان و دیگر مسؤولین نظام است که نظر واقعی مردم را به نظام کنونی دریابند و تغییرات شدیدی را که در توده مردم نسبت به حاکمیت پدید آمده با گوشت و پوست و استخوان خود لمس نموده و فکری عاجل بیندیشند.

۳- آیا رأی پایین رئیس جمهور منتخب، موقعیت و قدرت ایشان را در برابر مخالفین تندروی موافق نظام در جهت تغییرات لازم کاهش نمی‌دهد؟
پاسخ: اتفاقاً برعکس، این موقعیت و قدرت را چه بسا افزایش دهد، چرا که می‌تواند مدام تعداد و میزان اکثریت خاموش را که خواستار تغییرات بسیار اساسی‌تر و عمیق‌تر می‌باشند به افراطیون طرفدار نظام یادآوری نماید و با پیش گرفتن میانه‌روی و اعتدال، امتیازات بسیاری را از طیف افراطی برای برقرای این توازن قوا انجام دهد. این رخداد چه بسا حتی پیامی بسیار روشن به افراطیون در برآورد جو حاکم بر اکثریت جامعه خواهد داد تا آنها نیز از بسیاری از تصمیمات و تعصبات افراطی خود کوتاه بیایند.

۴- آیا اگر به جای تحریم، در انتخابات شرکت نموده و به گزینه‌های خود که در حصرند و یا رد صلاحیت شده‌اند رأی دهیم، بهتر از تحریم نیست؟
پاسخ: شاید اگر مطمئن بودیم رأی‌ها به درستی شمرده شده و از حضورمان نیز سوءاستفاده به نام تأیید نظام نمی‌شد، می‌توانستیم در یک حرکت اعتراضی با رأی به گزینه‌هایی همچون «رفراندوم»، «میرحسن موسوی»، «محمد خاتمی»، «مهدی کروبی» و دیگر گزینه‌ها... آراء باطله را به عنوان رأی اول نماییم و رئیس جمهور انتخابی، فرد دوم شود تا بدین وسیله اعتراض خود را به وضعیت موجود نشان دهیم؛ اما با توجه به وضعیت فعلی مخصوصاً پس از انتخابات سال ۸۸ هیچ اعتمادی به شمارش واقعی آراء نیست و هیچ تضمینی نیز در این مورد وجود ندارد و معلوم نیست که این آراء باطله به درستی شمرده شود و یا با تفاهمی درون‌گروهی، در سبد دیگر نامزدها توزیع نگردد. حاکمیت فعلی صرفاً به دنبال نمایش عمومی از یک انتخابات فرمایشی است که این امر در صف‌های طولانی رخ خواهد داد و این امر، همان بازی در زمین آنهاست. هرچند شاید تا حدودی برای کسانی که به هر دلیل مصر به شرکت در انتخابات می‌باشند گزینه مطلوبی باشد، البته تا جایی که خود منجر به انگیزه شرکت در انتخابات از حالت تحریم نگردد، اما به هیچ عنوان اولویت اول ما نبوده و اولویت اول همان تحریم فعال و هدفمند است.

۴- آیا این تحریم فعال و هدفمند، پایمال کردن خون شهیدانی نیست که برای این انقلاب و نظام جان خود را فدا کرده‌اند؟
پاسخ: متأسفانه در زمان حاضر هیچ اثری از انقلابی که وصفش در پاریس و نوفل لوشاتو و یا حتی در سال‌های اولیه انقلاب می‌شد، نیست و روز به روز بسیاری از کشتی نظام و انقلاب اجباراً یا اکراهاً پیاده شده‌اند. هم‌اینک نظام، پاره تخته شناوری است در دریایی مواج و بی‌انتها با ناخدایانی چموش و از جنسی غیر از جنس مردم. بنا بر این برعکس، این حرکت ادای دین به خون بسیاری از جوانان و عزیزانی است که خالصانه و بدون هیچ چشمداشتی، برای عزت و شرف و استقلال این مملکت جان خود را فدا کرده‌اند و اینک نظام آرمانی و مطلوب آنها به بیراهه‌ای وارد گشته است که فرجامی جز سقوط آزاد نخواهد داشت، مخصوصاً اگر این بلندپروازی‌ها به جنگی دیگر و چه بسا تجزیه ایران منجر گردد. ما همگی در همین جا به روح تمامی شهدای راه آزادی و استقلال کشور ادای احترام نموده و درود می‌فرستیم. همچنین این حرکت ادای دین به بسیاری از جانبازان، ایثارگران، رزمندگان و خانواده‌های شهدایی است که عده‌ای با قدرت رسانه‌ای و سیاسی حاکمیت، بر گرده نحیف آنان سوار شده و در جهت بلندپروازی‌ها و حماقت‌های خود یکه‌تازی می‌کند و در عوض، آنان که وارثان اصلی این نظام و انقلاب‌اند، خون دل‌ها می‌خورند.
این حرکت می‌تواند نمادی از اتحاد دوباره ملت ایران برای رسیدن به آزادی و دموکراسی و اخلاق و شرافت انسانی‌شان باشد به یک روش کاملاً مدنی. و بترسیم از آن روزی که سکوت منفعلانه ما در برابر افراطی‌گری‌های حاکمان فعلی، بسترساز رویش بذرهای کینه و نفرت بیش‌تر گردد و روزی مردم ما نیز همانند سوریه از روی خون یکدیگر رد شوند و سرزمینی ویران و سوخته را تحویل نسل‌های آینده دهند.
هرگز مباد آن روز...

«نازنین!
داس بی‌دسته‌ی ما
سال‌ها خوشه‌ی نارسته‌ی بذری را می‌چیند
که به دست پدران ما بر خاک نریخت
کودکان فردا
خرمن کشته‌ی امروز تو را می‌جویند
خواب و خاموشی امروز تو را
در حضور تاریخ، در نگاه فردا
هیچ‌کس بر تو نخواهد بخشید»


نوشتارهای مرتبط:


-------------------------------------------------------------

دعوت از شما نجیب گرامی؛ در فیس‌بوک به ما بپیوندید:


معرفی و دانلود کتاب:

-------------------------------------------------------------